آرى على است كه از كون و مكان گذشته ، و سر تسليم در برابر عبوديّت حقّ نهاده است . صلّى اللهُ عَلَيْكَ يَا أبَا الحَسَنِ وَ عَلَى زَوْجَتِكَ الطّاهِرَةِ وَ أوْلَادِكَ الطّاهِرينَ مَا بَقِىَ اللّيْلُ وَ النّهَارُ .
مهر تو را به عالم امكان نمىدهم * اين گنج پر بهاست من ارزان نمىدهم
يك قطره از سرشگ كه ريزم به يادشان * آن قطره را به گوهر غلطان نمىدهم
گر انتخاب جنّت و كوثر به من دهند * كوى تو را به جنّت و رضوان نمىدهم
نام تو را به نزد أجانب نمىبرم * چون اسم أعظم است ، به ديوان نمىدهم
من را غلامى تو بود تاج افتخار * اين تاج را به افسر شاهان نمىدهم
دست طلب ز دامنشان من نمىكشم * دل را به غير عترت و قرآن نمىدهم
دُرّ ولايتى كه نهفتم ازو به دل * تابنده گوهرى است من ارزان نمىدهم
در عاريت سراى جهان ! جان عاريت * جز در ثناى حضرت جانان نمىدهم
آل على است جان جهان و جهان جان * بى مهرشان به قابض جان ، جان نمىدهم
جان مىدهم به شوق وصال تو يا على * تا بر سرم قدم ننهى جان نمىدهم
امروز هر كسى به بُتى جان سپرده است * من سر به غير قبله ايمان نمىدهم « 1 »
أبُو نُعَيم اصفهانى با دو سند متّصل خود از حذيفة بن يَمان روايت كرده است كه
هامش
است ، و مع الاسف اين روز را به حساب شمسى سالروز رحلت علّامه طباطبائى پنداشته است و سالروز را بر خلاف جميع موازين شرعى به سال شمسى به حساب آورده است . روز رحلت علّامه هجدهم محرّم الحرام است ، نه 15 ربيع الثانى . فتأمّل و افهم . امّا ضلالت انسان را به اينجاها مىكشاند .خشت اوّل چون نهد معمار كج * تا ثريّا مىرود ديوار كج( 1 ) از كتاب « مصيبة الاولياء » طبع اقبال ، سرودهء احمد حسينى فيروزآبادى است . و اين اشعار را درباره حضرت امام حسين عليه السلام سروده است فلذا بعد از بيت چهارم اين بيت را دارد :اى خاك كربلاى تو مهر نماز من * آن مهر را به مهر سليمان نمىدهمو در شعر ما قبل آخر دارد : ( جان مىدهم به شوق وصال تو يا حسين ) . امّا چون ما در اينجا اين ابيات را درباره أمير المؤمنين عليه السلام آورديم ، بهصورت اقتباس و استخدام به اين طرز ياد كرديم .