تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
فَانْسِيتُهَا . « 1 » « و از سومى ساكت شد و يا اينكه آن را گفت و من فراموش كردم . » و سومى بعينها همين مضمون روايت أوّلى است كه ما از بخارى نقل كرديم « 2 » . بايد دانست كه اين دو روايت را مسلم با اسناد ديگرى غير از اسناد بخارى ذكر كرده است ، و فقط در جهت مضمون تطابق دارند . و دومى را از اسحق بن ابراهيم ، از وَكيع ، از مالك بنِ مِغْوَل ، از طَلْحَة بن مُصرّف از سعيد بن جبير ، از ابن عبّاس روايت مىكند كه او گفت : يَوْمُ الْخَمِيسِ وَ مَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ؟ ثُمّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حَتّى رَأيْتُ عَلَى خَدّيْهِ كَأنّهَا نِظَامُ اللّؤلُؤ . قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه و آله : ائْتُونِى بِالْكَتِفِ وَ الدّوَاةِ ( أوِ اللّوْحِ وَ الدّواةِ ) أكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلّوا بَعْدَهُ أبَداً . فَقَالُوا : انّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه و آله يَهْجُر « 3 » « روز پنجشنبه ، و اگر بدانى روز پنجشنبه چيست ؟ در اين هنگام اشكهاى ابن عبّاس چنان جارى شد كه من بر سيما و دو گونه او ديدم گويا دو رشته از لؤلؤ سرازير است . ابن عبّاس گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود : براى من كتف و دواتى ( يا لوح و دواتى ) « 4 » بياوريد ، تا من براى شما نوشته‌اى بنويسم كه أبداً پس از آن گمراه نشويد ! گفتند : تحقيقاً رسول خدا صلى الله عليه و آله هذيان مىگويد . » أحمد بن حنبل سه حديثى را كه از بخارى ذكر كرديم ، به عين همان اسناد و همان عبارات به ترتيب در ص 325 و ص 222 و ص 355 از جزء أوّل « مُسْند » خود روايت كرده است . بارى اين حديث خواستنِ دوات و كتف ، و منع عمر و نسبت ياوه‌سرائى به رسول خدا ، و رزيّه يوم الخميس كه ابن عبّاس بر آن مىگريست هرگاه كه ياد آن روز و
هامش
( 1 و 2 و 3 ) « صحيح » مسلم ، از طبع عيسى البابى الحلبى بمصر ، ج 2 ، ص 15 و ص 16 ، و از دار إحياء التراث العربى با تحقيق محمد فؤاد عبد الباقى ، ج 3 ، ص 1257 و ص 1258 ، احاديث شمارهء 20 و 21 و 22 . و معناى سكت عن الثالثة اين است كه ابن عباس از بيان آن خوددارى نمود ، و معناى انسيتها اين است كه سعيد بن جبير فراموش كرده است . ( 4 ) در « مصباح » گويد : لوح صفحه‌اى است چوبى و يا از كتف ، كه چون بر روى آن بنويسند به آن لوح گويند ؛ و دوات عبارت است از مادّه‌اى كه با آن مىنويسند .