تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
« روز پنجشنبه ، و هيچ مىدانى روز پنجشنبه چيست ؟ ! در اين حال به قدرى ابن عبّاس گريه كرد كه اشكهايش ريگهاى زمين را تر كرد . آنگاه گفت : مرض و درد رسول الله صلّى الله عليه و آله در روز پنجشنبه شدّت كرد ، فلهذا گفت : كتابى بياوريد تا براى شما نوشته‌اى بنويسم كه پس از آن هيچ وقت گمراه نشويد . در اين حال حاضران با هم تنازع كردند - در صورتى كه به هيچ گونه و هيچ قسم در حضور پيغمبرى تنازع و دعوا جايز نيست - پس گفتند : رسول خدا صلى الله عليه و آله ياوه و هذيان مىگويد . پيامبر گفت : واگذاريد مرا ، زيرا آنچه من در آن هستم بهتر است از آنچه شما مرا به سوى آن مىخوانيد . و در وقت مرگش دربارهء سه چيز وصيّت نمود : أوّل آنكه مشركين را از جزيرة العرب خارج كنيد ! دوم آنكه : به ميهمانان وارد كه دسته جمعى از نقاط مختلف مىآيند ، به همان طورى كه من جايزه مىدادم شما هم جايزه بدهيد ! و سوم وصيّتى را كه نمود من فراموش كرده‌ام . » مُسْلِم نيز در « صحيح » خود ، در آخر كتاب وصايا ، سه روايت در اين باره ذكر كرده است . اولى بعينها همين مضمون روايت سومى است كه ما از بخارى ذكر كرديم ، با اين تفاوت كه أوّلًا بجاى عبارت فَقَالُوا : هَجَرَ رَسُولُ اللهِ دارد : وَ قَالُوا : مَا شَأنُهُ ؟ أ هَجَرَ ؟ اسْتَفْهِمُوهُ ! « و گفتند : رسول خدا در چه حالى است ؟ آيا هذيان مىگويد ؟ از او سؤال كنيد ! » و ثانياً در عبارت وَ نَسِيتُ الثّالِثَةَ آورده است : وَ سَكَتَ عَنِ الثّالِثَةِ ، أوْ قَالَهَا
هامش
ص 70 و از طبع مطبعه عثمانيّهء مصر ، ج 2 ، ص 117 ، و از طبع دار إحياء الكتب العربيّة ، ج 2 ، ص . 178 تتمهء حديث اين است كه : يعقوب بن محمد مىگويد : من از مغيرة بن عبد الرحمن پرسيدم كه جزيرة العرب كجاست ؟ گفت : مكّه و مدينه و يمامه و يمن . و يعقوب گفت : عرج ، أوّل تهامه است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 134 | السيد محمد حسين الطهراني