« اى بىپدران ! سبب آن چيست كه قومى و گروهى سيّد و سالار خود را ترك كردهاند ؟ سيّد و سالارى مثل محمّد كه پيوسته متعهّد در حمايت و حفظ حقوق ذوى الحقوق و ذوى الحمايت است ، در مرّات عديده و كرّات كثيره ، در كارهاى معروف و پسنديده ؟ ! »
و علّامهء امينى پس از دو بيت : وَ أبْيَض ، وَ يَلُوذُ بِهِ الْهُلّاكُ اين بيت را هم اضافه دارد :
وَ مِيزَانُ عَدْلِ لا يَخِيسُ شَعِيَرةٌ * وَ وَزَّانٌ صِدْقٍ وَزْنُهُ غَيْرِ هَائِلِ « 1 »
« محمّد ترازوى عدلى است كه به قدر وزن يك دانهء جو انحراف ندارد و ميزانگر راستينى است كه وزن او صحيح بوده و به هيچ وجه در آن جاى نگرانى نيست . »
از اين مطالب روشن مىشود كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله به حضرت أبو طالب كمال علاقه را داشته است ، و به شعرش كمال توجّه و عنايت را داشته است ، اما در اين وهله و مرحله خطير ، رسول خدا در بستر مرگ وقايعى را مشاهده مىكند كه به قدرى نگران كننده است كه شعر أبو طالب فراموش مىشود . « 2 »
هامش
( 1 ) « الغدير » ج 7 ، ص 346 از « شرح صحيح بخارى » قسطلانى ، ج 2 ، ص 227 ، و المواهب اللّدنّية » ج 1 ، ص 48 ، و « الخصائص الكبرى » ج 1 ، ص 86 و 124 ، و « شرح بهجة المحافل » ج 1 ، ص 119 ، و « السيرة الحلبية » ج 1 ، ص 125 ، و « السيرة النبويّة » زينى دحلان در حاشيهء حلبيّه ، ج 1 ، ص 87 ، و « طلبة الطالب » ص 42 .
( 2 ) و شاهد و دليل روشن بر آنكه منظور حضرت رسول أكرم صلّى الله عليه و آله از نخواندن شعر ابو طالب و خواندن اين آيه ، عطف توجّه مسلمين را به ارتداد و كفر صحابهء رياست طلب بوده است ، آنست كه در قرآن كريم آيات بسيارى در مقام و شأن و عظمت پيغمبر و مؤمنين واقعى وارد شده است مثل آيه 29 ، از سورهء 48 : فتح :مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ- تا آخر آيه ، و مثل آيه 2 از سورهء 47 : محمّد صلّى الله عليه و آله :وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ. در اين صورت چه داعى براى رسول خدا بود كه از خواندن اين آيات صرف نظر كند و آيهاى را كه دلالت بر ارتداد و كفر اصحاب پس از رحلت خود مىكند ، بخواند ؟