وحى مىگوئى ؟ ! گفت : آرى ! گفته شد : به تو وحى نازل شده است ؟ گفت : نه ، به محمّد صلّى اللّه عليه و آله وحى نازل شده است ، و همچنين امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام كه در اين موضع كشته شده است از محمّد خبر داده است - و با دست خود اشاره كرد به محلّى كه على عليه السّلام در كوفه در آنجا كشته شده است « 1 » .
صاحب كتاب « مروج الذّهب » علىّ بن حسين مسعودى است كه در سنهء 346 فوت كرده است و اين كتاب را در حدود سنهء سيصد هجرى تصنيف كرده است ، يعنى سيصد و پنجاه سال قبل از انقراض دولت بنى عبّاس به دست هلاكوخان و قتل المستعصم بالله آخرين خليفهء ايشان . و ابو بكر بن عيّاش در سنهء 182 كه در اواخر قرن دوّم هجرى است يعنى 468 سال قبل از انقراض آنها اين خبر را از امير المؤمنين عليه السّلام ذكر مىكند . و عجيب اينجاست كه در اين مدت قريب به پنج قرن ، يك نفر از خلفاى بنى عبّاس براى حج و زيارت بيت الله نرفت .
[ گفتار غيبى امير المؤمنين ( ع ) به خولهء حنفيه ]
قطب راوندى در « خرائج و جرائح » از دعبل خزاعى ، از حضرت امام رضا ، از پدرش ، از جدّش عليهم السّلام روايت كرده است كه آن حضرت گفتند : من در محضر حضرت باقر عليه السّلام بودم كه جماعتى از شيعيان كه از جملهء آنها جابر بن يزيد بود ، وارد شدند و گفتند : آيا پدرت علىّ بن ابي طالب به امامت اوّلى و دومى راضى بود ؟ حضرت باقر گفتند : نه ، بار پروردگارا . گفتند : پس چرا در صورت عدم رضايت در اسيران آنها كه از جمله خولهء حنفيّه است نكاح كرده است ! حضرت باقر عليه السّلام گفتند : اى جابر بن يزيد ، برو در منزل جابر بن عبد الله انصارى و به او بگو : محمّد بن على تو را مىخواند . من به منزل او آمدم و در را كوفتم ، جابر بن عبد الله از درون خانه گفت : صبر كن اى جابر بن يزيد ! من با خود گفتم : از كجا جابر بن عبد الله مىداند كه من جابر بن يزيد مىباشم با آنكه اين دلائل
هامش
( 1 ) - « مروج الذهب » طبع مصر ، مطبعة السّعادة ، سنهء 1367 ، ج 3 ، ص 353 و ص 354 .