و ليكن در اين چند سال آينده ( بين سه سال و نه سال ) بعد از مغلوبيّتشان ، غلبه خواهند كرد و فارسيان را شكست خواهند داد . امور واقعه قبلا و بعدا همه از خداست و در آن روزى كه روميان غلبه كنند ، مؤمنين خوشحال مىشوند » .
هامش
أقول : از جمله مواردى كه در قرآن كريم صراحة اخبار پيغمبر اسلام و بقيّهء پيغمبران را مستند به غيب نموده است يكى آيه 179 از سورهء 3 : آل عمران است :وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ« سنّت خدا چنين نيست كه شما را بر غيب مطّلع كند و ليكن خداوند هر كدام از رسولانش را كه اراده كند براى علم غيب اختيار و انتخاب مىنمايد » . و ديگرى آيه 49 ، از سورهء 11 : هود :تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ« اين اخبارى كه ما به تو وحى كرديم اخبارى از غيب بود كه پيش از اخبار ما ، نه تو از آنها خبرى داشتى و نه قوم تو ، پس شكيبائى پيشه كن ، حقّا عاقبت محمود و پسنديده مختصّ متّقيان است » . اين آيه را خداوند ، پس از بيان داستان نوح و طوفان و غرق شدن متمردان بيان كرده است . و ديگرى آيه 102 ، از سورهء 12 : يوسف :ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُونَ« اين خبرى را كه ما به تو به طور وحى فرستاديم از اخبار غيب بوده است و تو در حضور آنها نبودى در وقتى كه در تصميم خود همداستان شدند و ايشان مكر و خدعه مىنمودند » . اين آيه را در اواخر سورهء يوسف بعد از بيان قصّهء يوسف و به چاه افتادن و فروخته شدن در بازار مصر و سپس سلطنت مصر و وصال با يعقوب بيان مىكند . و ديگرى آيه 44 از سورهء 3 : آل عمران :ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ« اين خبر كه به تو وحى كردهايم اخبار غيب بوده است و تو در حضور آنها نبودى در وقتى كه ايشان تيرهاى قرعه را مىانداختند تا كدام يك از آنها متكفّل امر مريم شود » . اين آيه را بعد از بيان جريان تولّد حضرت مريم و دعاى حضرت زكريّا در حال پيرى براى اولاد پيدا كردن بيان نموده است . و ديگرى آيه 3 ، از سورهء 66 : تحريم :وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ : مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ« و به ياد آر زمانى را كه پيغمبر ما با بعضى از زنان خود راز مىگفت . چون آن زن ، راز پيغمبر را فاش كرد و خداوند پيامبر را بر فاش شدن آن مطالب پنهان مطّلع ساخت ، پيغمبر بعضى از آنها را به آن زن خبر داد و از بعضى ديگر صرف نظر نمود . چون رسول خدا بعضى از آنها را كه خدا خبر داده بود به زوجهء گفت و او را از فاش كردن