من به تو خبر دهم كه در اين چند روزه ، خون يكى از ارحام تو ريخته مىشود و تو به مصيبت وى مبتلا مىشوى ، آيا در اين صورت مرا تصديق مىكنى ؟ گفت : نه ، چون غير از خداى تعالى ، كسى را از غيب خبر ندارد . حضرت گفتند : مگر خدا نمىگويد :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
؟ بنابراين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در نزد خدا پسنديده است ، و ما ورثهء همين رسولى هستيم كه خدا او را بر آنچه مىخواست از غيب خود مطّلع گردانيده است « . فعلّمنا ما كان و ما يكون إلى يوم القيامة » « 1 » : و رسول خدا از تمام وقايع گذشته و آينده تا روز قيامت ما را خبر داده و آنها را به ما تعليم نموده است » .
و اخبار وارده در اين موضوع از حدّ احصاء بيرون است و مفاد و مدلول آنها اينست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از وحى خداوندى علم غيب را گرفتهاند و ائمّهء طاهرين عليهم السّلام از طريق وراثت رسول خدا بر علوم غيبيّه مطّلع شده ، و از اين راه اخذ كردهاند . علوم غيبيّهاى كه از حضرت امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام نقل شده ، و در كتب احاديث ، و تواريخ ، و تفاسير ، و سير ، و سنن وارد شده است و خاصّه و عامّه بدان معترف و از مسلّمات يقينيّه شمردهاند بسيار است و چون همهء آنها از شمارش خارج است ما در اينجا به مقدار مختصرى از آن اكتفا مىنماييم :
در « مروج الذهب » در وقايع سنهء 183 ذكر كرده است كه : در اين سال هارون الرشيد حج كرد و اين آخرين حجّى بود كه نمود . چون هارون در مراجعت خود از كوفه عبور كرد ابو بكر بن عيّاش كه از رؤساء بلند مرتبهء اهل علم بود ، گفت : لا يعود إلى هذا الطّريق ، و لا خليفة من بنى العبّاس بعده أبدا « هارون ديگر به حجّ بيت الله الحرام نمىرود ، نه او و نه خليفهاى بعد از او از خاندان بنى عباس تا ابد » .
به او گفته شد : آيا اين كلام را از غيب مىگوئى ؟ گفت : آرى . گفته شد : آيا به
هامش
كتب مفيده است از ص 49 تا 74 بيست و شش خبر غيب و پيشگوئى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيان مىكند .
( 1 ) - « الميزان فى تفسير القرآن » ج 20 ، ص 135 .