تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
دبّرها بلطفه ، و أمسكها بأمره ، و أتقنها بقدرته ، ثمّ يعيدها بعد الفناء من غير حاجة منه إليها ، و لا استعانة بشىء منها عليها ، و لا لانصراف من حال وحشة إلى حال استئناس ، و لا من حال جهل و عمى إلى حال علم و التماس ، و لا من فقر و حاجة إلى غنى و كثرة ، و لا من ذلّ و ضعة إلى عزّ و قدرة « 1 » . « او را به يگانگى و وحدت نشناخت آن كس كه براى او اثبات كيفيّت و صفت نمود . و به حقيقت او نرسيد كسى كه براى او مثل و مانندى قرار داد و به چيزى تمثيل و تنظير كرد ( زيرا مثل هر چيزى يا در ذاتش مثل اوست و يا در بعضى از اجزاء و يا در صفاتش . و خداوند در ذات خود مثل و شريك ندارد و گرنه نيازمند بود به تميز دهنده‌اى از خارج ذات كه وى را از شريك جدا كند . و در اجزاء مثل ندارد ، زيرا اصلا جزء ندارد و گرنه مركّب بود و تركيب از صفات امكان است و او واجب است . و در صفات مثل ندارد ، زيرا صفات زائد بر ذات ندارد ) . و او را نخواست كسى كه او را به چيزى تشبيه كرد . و او را قصد نكرد كسى كه به سوى او اشاره نموده و او را در قوّهء خيال و واهمهء خود تصور كرد ( چون او جهت ندارد و منزّه است از هر اشاره‌اى چه حسّيّه و چه وهميّه و چه عقليّه ، به علّت عدم احاطهء حسّ وهم و عقل به كنه ذات اقدسش از هر حيثيّتى ) . هر چيزى كه به كنه و ذاتش شناخته شده است مصنوع است . و هر موجودى كه به غير خود قيام داشته است معلول است و مخلوق . بجاىآورنده و فاعل كارهاست نه بواسطهء به حركت در آوردن آلات و ادوات . و مقدّر كننده و اندازه دهندهء اشياء است نه بواسطهء جولان فكر و بر پا داشتن انديشه‌ها . توانگر و غنى است نه بواسطهء استفاده كردن و بهره يافتن از ديگران . وقتها و زمانها با او مصاحب و همراه نيستند ( زيرا وقت و زمان معلول اوست و در مرتبهء پائين ) و ادوات و آلات
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » خطبهء 184 ، از طبع مصر با تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 354 تا ص 361 . و اين خطبه را از گفتار آن حضرت : لا يشمل بحدّ ، و لا يحسب بعدّ ، و إنّما تعدّ الاوقات أنفسها - تا آخر خطبه ، شيخ طبرسى در « احتجاج » ج 1 ، ص 299 تا ص 304 آورده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 359 | السيد محمد حسين الطهراني