قد وعاها فى مجلس بمعانيها * و أسبابها و وقت الحدود
« 1 » 2 1 - « و براى على همين بس است كه هزار هزار حديث از وحى با مجد و عظمت خدا كه بر رسول او نازل شد ، همه را حفظ كرد و در خود گرفت .
2 - در يك مجلس تمام آنها را با معنايش و اسباب و علل تحقّقش و اندازهء مشخّصات و حدودش ، همه را حفظ كرد » .
و نيز حميرى گويد :
علىّ أمير المؤمنين أخو الهدى * و أفضل ذى نعل و من كان حافيا 1
أسرّ إليه أحمد العلم جملة * و كان له دون البريّة واعيا 2
و دوّنه فى مجلس منه واحد * بألف حديث كلّها كان هاديا 3
و كلّ حديث من اولئك فاتح * له ألف باب فاحتواها كما هيا
« 2 » 4 1 - « على امير مؤمنان و قرين هدايت و با فضيلتترين فردى است كه در روى زمين راه رفته است : چه آن كس كه با نعل و كفش در روى زمين قدم نهاده و چه پا برهنه راه رفته باشد .
2 - احمد تمام مجموعهء علم را در بسته و سربسته به طور راز و سرّ و پنهانى به او آموخت ، و به هيچكس از مردمان غير از او نياموخت ، و على تمام آن مجموعه را در خود گرفت و حفظ نمود .
3 - و در مجلس واحد ، احمد براى على هزار حديث تدوين كرد كه تمام آنها براى هدايت و راهنمائى بوده است .
4 - و هر يك از آن احاديث براى على هزار باب را گشود ، و على هم بر آنها
هامش
( 1 ) - اين دو بيت در ضمن ابياتى كه مجموعا دوازده بيت است ، در « ديوان حميرى » ص 178 و ص 179 از « اعيان الشيعة » تخريج نموده است . و اول آنها ، اين است :وارث السيف و العمامة و الرّا * ية مطوية و ذات القيود( 2 ) - همين چهار بيت در « ديوان حميرى » ص 460 است كه از « اعيان الشيعة » و « مناقب » تخريج كرده است .