تقدّم امير المؤمنين عليه السّلام در علم حساب
از جملهء علوم ، علم حساب است كه حسابگران عالم اين علماند و امير المؤمنين عليه السّلام بزرگترين نصيب را از اين علم داشته است .
ابن أبى ليلى گويد : دو مرد در سفر بودند و صبحانه مىخوردند . با يكى از آنها پنج رغيف ( گردهء ) نان بود و با ديگرى سه رغيف . شخص سومى آمد و با آنها
هامش
دهقان منجّم را متوجه كردند كه او احاطه به اين علم را ندارد و يا آنكه به مقدار كافى علم به حوادث را ندارد چون نسبت به بسيارى از امور حادثه جاهل بوده است .
و در « قاموس » گفته است : بطريق - به وزن كبريت - سرلشگر از سرلشگران روم است كه در زير دست او ده هزار نفر باشد . ( انتهى ) و ديّان يهود عالم آنهاست . و در بعضى از نسخ دنّان با نون آمده و آن جمع دنّ است به معناى حبّ بزرگ ( ظرف آب به شكل خمره ) . و صاحبى يعنى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله لا شرقىّ و لا غربىّ اشاره است به گفتار خداوند سبحانه : لا شرقية و لا غربية . و غرض آن است كه ما مانند ساير مردم نيستيم تا بر ما حكمى را كه به عرب يا به سلاطين يا به علماء و اشراف منسوب است بنمائى ، زيرا ما بالاتر از همهء اينها هستيم . نحن ناشئة القطب يعنى ما فرقهاى هستيم كه ناشى از قطب مىباشيم و بدان منسوب هستيم . يعنى حقيقة چون آنها در درجات عزّت و كمال استقرار دارند ، و يا كنايه از آنكه ايشان منسوب به افلاك و كواكب نيستند بلكه افلاك و كواكب به آنها منسوبند و سعادتشان به واسطهء امامان است و امامان قطب افلاكند و افلاك و كواكب به بركت آنها در گردش است ، و هم اعلام الفلك ايشان نشانههاى افلاكند كه افلاك بديشان زينت پيدا مىكنند و متبرك و سعيد مىگردند . و پس از اين حضرت او را در گفتارش كه مىگويد : انقدح من برجك النيران ملزم مىكنند كه در آتش دو جهت است : جهت نور و جهت سوزندگى . نورش براى ماست و سوزندگى آن براى دشمن ما . و ممكن است مراد آن باشد كه خداوند ضرر آن را به سبب توسل ما به خداى تعالى و توكل ما بر او دفع مىنمايد . فهذه مسألة عميقة يعنى اينكه امتياز ما از ساير مخلوقات در احكام و يا آتشها براى ما خير است و براى دشمن ما شر است ، و يا اينكه توسل و دعا دفع نحوست و بلا را مىكند مسألهاى عميق است كه از قانون نجوم تو و حساب تو خارج است و تمام پندارهاى تو را باطل مىكند .
( بحار الانوار از طبع كمپانى ، ج 14 ، ص 144 ، و از طبع حروفى ، ج 58 ، ص 221 تا ص 222 ) .