عامّه ، از مؤالف و مخالف در آن از اين موضوع ذكرى به ميان آمده است .
شاذكونى از حمّاد ، از يحيى ، از ابن عتيق ، از ابن سيرين روايت كرده است كه او گفت : إن كان أحد يعرف أجله فعلىّ بن أبى طالب عليه السّلام « 1 » « اگر اينطور بود كه كسى وقت مرگ خود را مىدانست او علىّ بن ابي طالب عليه السّلام بود » .
شيخ مفيد در « ارشاد » گويد : و از جملهء معجزات و اخبار به غيب امير المؤمنين عليه السّلام اخبار متواترى است كه حضرت ، خبر مرگ خود را دادهاند و چگونگى امر حادث را كه به طور شهادت با فرود آمدن ضربهاى در سرش كه از آن محاسنش به خون خضاب گردد ، از دنيا مىروند مشخّص نمودهاند . و داستان از همين قرار بود كه واقع شد .
[ اخبار آن حضرت از شهادت خود ]
عين عبارتى كه روات احاديث در اين موضوع روايت كردهاند ، آن است كه گفت : و الله لتخضبنّ هذه من هذه - و وضع يده على رأسه و لحيته « 2 » « و سوگند به خداوند كه اين از اين خضاب مىشود - و دست خود را بر روى سرش و محاسنش گذارد » .
و نيز گفت : و الله ليخضبنّها من فوقها - و أومأ الى شيبته « 2 » « و سوگند به خداوند كه هر آينه اين را از بالايش خضاب مىكند - و با دست خود اشاره به محاسن سفيد خود نمود » .
و نيز گفت : ما يحبس أشقاها أن يخضبها من فوقها بدم ؟ « 2 » « چه چيز جلوگير شقىترين امّت شده است كه اين محاسن را با خون از بالايش خضاب كند » ؟ و نيز گفت : ما يمنع أشقاها أن يخضبها من فوقها بدم ؟ « 2 » « چه چيز منع كرده است شقىترين امّت را كه اين محاسن را با خون از بالايش خضاب كند » ؟
و نيز گفت : أتاكم شهر رمضان و هو سيّد الشّهور و أوّل السّنة ، و فيه تدور رحى
هامش
( 1 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 428 .
( 2 ) - « ارشاد » طبع سنگى ، ص 176 .