تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بارى همانطور كه ذكر شد اين‌گونه اخبارهاى غيبى كه از اصحاب آن حضرت بروز نموده است نه فقط اخبارى بوده است كه امير المؤمنين عليه السّلام در خصوص آن واقعه به آنها داده است بلكه به واسطهء روشنى دل و صافى شدن صفحهء ضمير و ذهن ايشان به تعليم و تربيت و تزكيهء آن حضرت بوده است ، كه به هر امرى واقف و جريان امور آينده و هنوز به وقوع نرسيده را در آن آيينه مشاهده نموده و از آن إخبار مىداده‌اند . و در بعضى از اصحاب آن حضرت به طورى اين معنى تقويت يافته بود كه بدان مشهور شدند ، همچنان كه رشيد هجرى را رشيد البلايا مىگفتند . وجود اقدس امير المؤمنين عليه السّلام بر همهء اين امور محيط بود و علم حضورى او در همهء احوال با نفس شريفش عجين شده و آميخته بود و حكم غريزه و صفات اوّليّه و ذاتيّهء او گشته بود . صلوات الله عليه . در « نهج البلاغه » گويد : أرسله داعيا إلى الحقّ و شاهدا على الخلق ، فبلّغ رسالات ربّه غير وان و لا مقصّر ، و جاهد فى الله أعداءه غير واهن و لا معذّر ، إمام من اتّقى ، و بصر من اهتدى « خداوند ، پيامبرش را فرستاد در حالى كه دعوت كنندهء به سوى حقّ بود و شاهد و گواه بر خلق . پس او بدون آنكه كندى كند و تثاقل ورزد و يا كوتاهى كند و تقصير نمايد ، رسالات و پيامهاى پروردگارش را به مردم رسانيد ، و بدون آنكه
هامش
حديث را مجلسى در « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 593 و ص 594 از « شرح نهج البلاغه » از « غارات » ابراهيم ثقفى روايت كرده است . و نيز شيخ مفيد ، در « ارشاد » طبع سنگى ، ص 178 تا ص 180 آورده است و در ذيل آن گويد : و اين از جمله اخبار از غيب امير المؤمنين عليه السّلام است كه محفوظ مانده است ، و ذكر آن شايع و روايت آن در ميان علماء مستفيض است . و ابن حجر عسقلانى در كتاب « الاصابة » ج 3 ، ص 479 در تحت شمارهء 8474 احوال ميثم را از مؤيّد بن نعمان به عين عبارات « ارشاد » نقل كرده است و گفته است كه ميثم در كوفه ساكن بود و ذرّيّهء او در كوفه هستند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 192 | السيد محمد حسين الطهراني