مىروند . و اين در وقت بسر آمدن حكومت و سلطنت بنى مروان است » .
جاى تعجب نيست كه اگر امير المؤمنين عليه السّلام از كربلا و نينوا بگذرد ، گريه كند ، قبل از او پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر حسين گريسته و براى امّ سلمه قارورهء تربت حسين را آورده است و گفته است : هر وقت ديدى كه درون اين شيشه تبديل به خون تازه شد ، بدان حسين مرا كشتهاند . و پيامبر داستان را براى فاطمهء زهرا عليها السّلام نقل كرده و او مىگريسته است . و قبل از رسول خدا ، بر حسين انبياى سالفه از آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى گريستهاند و فرشتگان آسمان گريه كردهاند .
[ قصيدهء قاضى جليس دربارهء واقعهء كربلا ]
قاضى جليس شاعر قرن ششم كه نامش أبو المعالى عبد العزيز بن حسين بن حباب أغلبى است ، در ضمن قصيدهاى مىگويد :
1 لهفى لقتلى الطّفّ إذ * خذل المصاحب و العشير
2 وافاهم فى كربلا يو * م عبوس قمطرير
3 دلفت لهم عصب الضّلا * ل كأنّما دعى النّفير
4 عجبا لهم لم يلقهم من * دونهم قدر مبير
5 أيمار فوق الأرض فيض * دم الحسين و لا تمور ؟
6 أ ترى الجبال درت و لم * تفذفهم منها صخور ؟
7 أم كيف إذ منعوه ورد * الماء لم تغر البحور ؟
8 حرم الزّلال عليه لمّا * حلّلت لهم الخمور
« 1 » 1 - « اندوه و حسرت من براى كشتگان كربلاست ، در آن وقتى كه همنشينان و نزديكان او ، وى را تنها و بىياور گذاردند .
2 - در كربلا روزى سخت با چهرهء گرفته و زشت به سراغ آنها آمد و ايشان را استقبال نمود .
3 - گروهها و دستههاى گمراهى و ضلال در برابر آنها آمد ، به طورى كه گويا براى مفاخرت و برابرى در مقام ، به جنگ او فرا خوانده شدهاند .
هامش
( 1 ) - « الغدير » ج 4 ، ص 386 .