4 - اى بسى شگفت است كه غير از آن كشتگان ، مقدار قابل توجهى كه بتواند آن گروهها را هلاك كند ، با آنها ضميمه نشد .
5 - آيا چگونه مىشود كه بر روى زمين خون حسين جارى شود و زمين به تزلزل و اضطراب نيفتد ؟
6 - و آيا تو مىپندارى كه كوهها كشته شدن او را فهميده است و از خود سنگهائى را به سويشان پرتاب ننموده است ؟
7 - و يا چگونه در وقتى كه حسين را از ورود به آب منع كردند درياها فرو نرفت و خشك نشد ؟
8 - آب زلال بر او منع شد در وقتى كه ايشان نوشيدن شرابها را بر خود حلال دانستند » .
و نيز در قصيدهء بيست بيتى خود ، از جمله ابيات زير است كه ما بدان تبرّك جسته و اين بحث را خاتمه مىدهيم :
حبّى لآل رسول الله يعصمنى * من كلّ إثم و هم ذخرى و هم جاهى 1
يا شيعة الحقّ قولى بالوفاء لهم * و فاخرى بهم من شئت أو باهى 2
إذا علقت بحبل من أبى حسن * فقد علقت بحبل فى يد الله 3
حمى الإله به الإسلام فهو به * يزهى على كلّ دين قبله زاه 4
بعل البتول و ما كنّا لتهدينا * أئمّة من نبىّ الله لو لا هى
5
نصّ النّبىّ عليه فى الغدير فما * زواه إلّا ظنين دينه واه
6 « 1 » 1 - « محبّت من به اهل بيت رسول خدا ، مرا از هر گناهى حفظ مىكند ، و ايشانند ذخيرهء من و ايشانند مايهء شرف و افتخار من .
2 - اى شيعهء حق ، اعتقاد به وفاى براى آنها داشته باش و به آنان بر هر كس كه خواهى افتخار يا مباهات نما .
3 - هرگاه به ريسمان ابو الحسن عليه السّلام چنگ زنى هر آينه به ريسمانى كه در
هامش
( 1 ) - « الغدير » ج 4 ، ص 386 .