تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
إى جماعت مردم ! من شهر حكمت مىباشم ، و على بن أبى طالب دَرِ آن شهر است ، و هيچ‌گاه نمىتوان در شهر وارد شد مگر از سوى درِ آن شهر ! و دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد مرا دوست دارد و على را مبغوض دارد ! إى جماعت مردم ! سوگند به آنكه مرا به نبوّت برانگيخت ؛ و مرا از جميع مردمان برگزيد و انتخاب فرمود ؛ من على را در روى زمين به منصب إمامت و شاخص و نمونهء أكمل ، نصب نكردم ؛ مگر آنكه قبلًا خداوند نام او را در آسمان هايش بلند كرد ؛ و صيت و آوازهء او را إظهار نمود ؛ و ولايت او را بر همهء فرشتگانش فرض و لازم شمرد . » و ديگر نيز ابن بابويه با سند متّصل خود از زياد بن منذر از حضرت أبوجعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : من از جابربن عبد الله أنصارى شنيدم كه مىگفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روزى در منزل امُّ إبرَاهيم بودند ؛ و در نزد آن حضرت چند نفر از أصحاب بود كه عَلِىُّ بْنُ أبى طالب عليه السّلام روى آورد . چون چشم پيامبر از دور به او افتاد گفت : يا مَعَاشِرَ النَّاسِ ! أقْبَلَ إلَيكمْ خَيْرُ النَّاسِ بَعْدِى ! وَ هُوَ مَوْلَاكُمْ ؛ طَاعَتُهُ مَفْرُوضَةٌ كَطَاعَتِى ؛ وَ مَعْصِيتُهُ مُحَرَّمَهءٌ كمَعْصِيَتِى . مَعَاشِرَ النَّاسِ ! أنَا دَارُ الْحِكْمَةِ و عَلِىٌ مِفْتَاحُهَا وَ لَنْ يوصَلَ إلَى الدَّارِ إلَّا بِالْمِفْتَاحِ ؛ وَ كذبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ يحِبُّنِى وَ يُبْغِضُ عَلِيّاً ! « 1 » « إى جماعت مردم ! بهترين مردم پس از من ، به شما روى آورد ؛ و او است صاحب اختيار شما ! إطاعت از او واجب است مانند إطاعت از من ؛ و معصيت او حرام است مانند سرپيچى از من . إى جماعت مردم ! من خانهء حكمتم و على كليد آن خانه است ؛ و أبداً نمىتوان به خانه دست يافت ، مگر به واسطهء كليد آن ، و دروغ مىگويد آن كه مىپندارد : مرا دوست دارد و على را مبغوض . » و ديگر شيخ طوسى در « امالى » با سند متّصل خود از عبد الرحمن بن نهمان از
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ج 2 ، ص 524 ، باب 34 ، حديث 4 ، از خاصّه