ساير كشورها .
در آنوقت كه خبر تخريب قبور أئمّهء بقيع به ايران رسيد ؛ شيعيان جگر سوخته و عاشق اين سرزمين كه خود از جهت أمر داخلى خود و فشار سخت ديكتاتورِ تازه پا به ميدان گذارده ، قدرت بر حركت نداشتند ؛ كجا مىتوانستند فكرى براى بقيع كنند ؟ اين از نظر ملّت . و أمّا از نظر دولت ، خود دولت با سُعُودىها در التزام و تعهّد به أجانب در هَدْم دين جهت مشترك داشتند . نهايت كارى كه مردم مىكردند تشكيل مجالس عزادارى و اجتماع در خانهء علماء و بالمآل تلگرافى كه أحياناً در إبراز تأسّف به علماى نجف و كربلا مخابره مىشد .
جنايات رضاخان پَهْلَوى در كشور ايران
رضاخان نيز در هدم أركان إسلام دمى از پاى ننشست ؛ و تا جائى كه توان داشت بكوشيد . قتل عام مردم در مسجد گوهرشاد مسجد مقدّس ؛ و زنده به گور كردن مجروحين ؛ و برداشتن حجاب بانوان ، و لباس ملّى و إسلامى ، و عِمامَه و كلاه سادهء مردم را تبديل به لباس فرنگى و كراوات ( صليب ) و كلاهِ شاپو و تمام لبه نمود . علماء را كُشت و زندان كرد ؛ و در ربودن جواهرات آستانهء مقدّسهء حضرت إمام رضا عليه السّلام ، و خراب كردن إمامزادهها و مدارس طلّاب علوم دينيّه اهتمام كرد . إدارهء أوقاف ، مصارف مدارس علميّه را كه طبق نظر واقفين آن بايد براى امور طلّاب آنجا صرف شود ؛ صرف فرهنگ غربى ، و مدارس اروپائى ، و استخرهاى شناى پسران و دختران ، و مجالس رقص و موزيك دختران با پسران ، و غيرها نمود . در سراسر ايران مدارس طلّاب به صورت مزبله درآمد . ديوارها شكست خورد ؛ و سقفها فرو نشست ؛ و حجرههاى آن محلّ أسباب و أثاثيّهء دكانداران مجاورش شد .
إسمعيل مِرْآت وزير معارف آن دوره ، إمامزاده يحيى را كه در طهران از أعاظم و أكابر إمامزادگان و از علمآء أهْل بيت ، و روات أحاديث ، و واجب التّعظيم بود ؛ و داراى بارگاه و حرم و گنبد و صحن و سرائى بود ؛ از بنياد خراب كرد و زمين ورزش و فوتبال نمود ، و جواهرات آن را از جمله يك جفت طاووس مرصّع قيمتى و عتيق را بُرد . يكى از مستشرقين ( خاور شناسان ) آن زمان هر چه به مِرْآت التماس كرد كه بناى اين إمامزاده تاريخى است ؛ و تاريخ آن از