وجب آن حكايت از علم و عرفان و قضاء و درايت و ولايت و حَماسه و إيثار يگانه حامى رسول الله ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام دار ؛ امروز تاريك و غريب است . نام مخالفان هر جا برده مىشود ؛ ولى نام عَلى ، قاچاق است .
بقيع به صورت زمينى است ؛ نه سنگى ، و نه چراغى ، و نه اسمى ، و نه رسمى . دور تا دور بقيع را دائرهاى شكل از عمارتهاى مجلّل چند اشكوبه بالا بردهاند ؛ و حتّى عمارتهاى ده اشكوبه فراوان است . فروشگاهها ، هتل ها ، سازمانها ، مغازههاى فروش همه گونه أمتعه ، از مرغ و ماهى گرفته ، تا ساندويج ؛ و از جوراب و كفش تا طلاجات ؛ همگى با تابلوهاى نئون به صورتهاى مختلف ، و به أشكال شگفت آور ، و رنگهاى دوّارِ متفاوت ، متاعهاى خود را عرضه مىكنند ؛ به طورى كه كسى كه سر قبر أئمّهء معصومين باشد ؛ آن عمارتهاى بلند و آن تابلوها را مشاهده مىكند .
أمّا قبور إمامان ما چراغ ندارد ؛ سنگ ندارد ؛ و حتّى كسى نمىتواند بر روى تربتشان با انگشت بنويسد مثلًا : هَذَا قَبْرُ الْإمَام جَعْفَرٍ الصّادِق . مىدانيد معنايش چيست ؟ ! معنايش آن است كه نام جعفرٌ الصّادق قاچاق است . نام محمّدٌ الباقر قاچاق است . وَهَّابيَّه موجوديّت خود را در قاچاق بودن اين مذهب و اين مكتب مىدانند ؛ و براى موجوديّت خود كه در حقيقت هَدْمِ إسلام است مىكوشند ، چرا كه تشيّع جز تجسّم روح إسلام و تبلور معناى نبوّت و قرآن چيزى نيست .
در اين سال كه سنهء 1407 هجرى قمرى است ؛ اين حقير در به حجّ مشرّف بوده و خود شاهد قضيّه بودهام ، در شارع مسجد الحرام يعنى در بَلَد حرام ، در ماه حرام ، و در حرم خدا ، بين عمره و حجّ ، از شيعيان ايران به جرم برائت از شرك و إعلان اتّحاد مسلمين و فرياد تخلّص از زير بارِ آن جبّاران و ستمكاران كافر جهان ؛ مردم را محاصره كردند ؛ و بر آنها يورش بردند ؛ و زن و مرد را مضروب و مجروح كردند . مجروحين از مرز چهار هزار نفر گذشت ؛ و تعداد مقتولين بدون شكّ سيصد و بيست و دو نفر بود ، كه دويست و هشت نفر زن ، و يكصد و چهارده نفر مرد بودند ؛ و مقدار چهارده نفر مرد ديگر مفقود
امام شناسى (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٦