هشتصد سال متجاوز است ، شما آن را خراب نكنيد ! زمين ورزش در طهران بسيار است ، من از پول خودم آن را ترميم و تعمير مىكنم ؛ بگذاريد اين سَنَدِ قدمت و اين أثر گرانبهاى عتيق باقى باشد ؛ أبداً مؤثّر نيفتاد . إمامزاده را خراب كردند ، نه إسمى و نه رسمى ، و نه درى و نه ضريحى ، هيچ و هيچ .
و در همان وقت ، يك درخت چنارِ كهن كه در نزديك إمامزاده در كوچه بود ؛ و به چنار إمامزاده يحيى معروف بود ؛ يك قسمت از تنهء آن ، از قسمت ديگر جدا شد ؛ و نزديك بود كه به كلّى به واسطهء سنگينى آن فرو افتد . همين اسمعيل مرأت : وزير معارف ، مبلغ هشتصد تومان آن زمان كه معادل چهل مثقال طلا قيمت داشت ؛ از بودجهء آثار باستانى صرف كرد ، تا آهنگران يك كلاف بزرگ آهنين درست كرده ؛ و اين قسمت را به قسمت ديگر كلاف كردند ، و بالنتيجه اين أثر باستانى باقى ماند ؛ و جزو خدمات او شمرده شد .
در شب آنروزى كه رضاخان از بندرعبّاس فرار كرد ؛ و بر كشتى انگليسى سوار شد ؛ مردم محلّهء إمامزاده يحيى ، با بيل و كلنگ و آجر و غيرها ، جمع شدند ؛ و با طرح معماران آن محلّ خواستند إمامزاده را بازسازى كنند .
چون وزارت معارف مطّلع گشت ، گفت : ما خودمان بازسازى مىكنيم . او بازسازى مختصرى كرد كه فعلًا به همانصورت است ؛ و مقدار مختصرى از صحن را صحن إمامزاده كرد ؛ و بقيّهء زمين ورزش را مدرسه ساخت .
پَهْلَوى دروازهء قرآن را در شيراز خراب كرد ؛ و با خاك يكسان نمود .
دروازهء قرآن دروازهاى بود قديمى ، و از قديمىترين آثار باستانى به شمار مىرفت . بر فراز دروازه ، در بالاى سرِ واردين و خارجين ، قرآنى بود كه مىگفتند : هفده مَن وزنْ دارد .
هر كس از مردم و از سپاهيان و حكّام از شيراز بيرون مىرفتند ، از زير دروازهء قرآن مىرفتند ، يعنى در پناه قرآن ، و در تعهّد و التزام به قرآن ، و استمداد از روح قرآن ، همچنان كه ما مسافرين خود را در ابتداى سفر از زير قرآن ردّ مىكنيم و عبور مىدهيم .
و هر كس از مردم و لشگريان و حكام وارد شيراز مىشد ؛ از اين در وارد
امام شناسى (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٠