كس در هر نقطه بخواهد كعبه را ببوسد ؛ مىگويند : هَذَا حَجَر ! هَذَا حَجَر ! اين سنگ است ! بوسيدن سنگ شرك است ! آمِران به معروف آنها نيز در ركن عراقى ، و شامى ، و يمانى ، نيز پشت به كعبه به مردم مىگويند : بوسيدن سنگ شرك است . و اگر طائفى بخواهد لبان خود را بر آن سنگهائى كه رسول خدا گذارده ؛ بگذارد و ببوسد ؛ با تازيانه او را مىزنند ؛ و مىگويند : شرك است .
و هيچ بعيد نيست كه از بوسيدن خصوص حَجَرُ الْأسْوَد نيز مردم را منع كنند ؛ و سپس طواف را كه مقدّسترين حال خضوع و تذلّل در برابر صاحب بيت است ، به عنوان شرك ، و دور زدن بر گرد سنگهاى جامد و بى روح نيز بردارند .
وَهّابِيه مكّه و مدينه را كه دو شهر إسلامى و متّفقٌ عليه بين جميع مذاهب إسلامى است ؛ و زادگاه و محلّ هجرت و خانه و قرارگاه رسول الله است ؛ و هر نقطهء آن مسجدى و معبدى و محلّى از سرگذشتها و تاريخ زندهء إسلام ، و آثار نبوّت و ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام بوده است به دو شهر اروپائى تبديل كردهاند . تمام آثار رسول خدا را و أهل بيت را چه در مكّه و چه در مدينه محو كرده و نابود ساخته ؛ به جاى آن عمارتهاى ده اشكوبه ساخته ؛ و نخلستانهاى مدينه را كه سر سبز و خرّم بود ؛ همه را قطع و ريشه كن نمودهاند ؛ و به جاى آنها عمارتهاى صد در صد وابسته بنا كردهاند .
در مدينهء طيّبه ديگر اسمى از محلّهء بنى هاشم نيست ؛ از خانهء حضرت سجّاد نيست ؛ از خانهء حضرت صادق نيست ؛ از خانهء أبُوأيّوب أنصارى نيست ؛ بيت الأحزان را خراب كردند ، ديوار مسجد على را با صفحاتى پوشانده ؛ و دَرِ آن را مهر و موم كردهاند . مَشْربهء امِّ إبراهيم را چه عرض كنم ؟ آن محلّ شريف و مقدّس ؛ و آن محلّ نورانى و پر فيض ؛ حقّاً امروز به مزبلهاى أشْبَه است تا به مسكن و مأواى رسول خدا ، و أهل بيت رسول خدا ، و معذلك متروك است و مقفول .
مَسجد الْفَضيخ كه همان مسجد ردّ شمس است ؛ براى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام ، متروك است و مهجور ؛ و حتّى كسى نام آن را نمىداند . نام على بن أبى طالب در خطبهها و منبرها برده نمىشود ؛ ولى دهها بار و صدها بار نام سَيِّدُنَا عُمَر برده مىشود . آه چه شهر غريب و مهجورى است مدينه ؟ مدينه كه هر
امام شناسى (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٥