أبداً از آنچه در راه خدا از آسيب به آنها رسيد ، سستى و تكاهل نورزيدند ؛ و ضعف و كم نيروئى از خود نشان ندادند ؛ و به ذلّت و زبونى و تسليم در مقابل دشمن و بيمناكى از آنها سر فرود نياوردند ؛ و البتّه خداوند شكيبايان در راه خود را دوست دارد .
و نيّت قلبى و گفتار بر زبان آنها نبود ، إلَّا اينكه بار پروردگار ما ، بر روى خطايا و لغزشهاى ما پردهء غفران بكش ! و از زياده روى و تجاوز و تندروى در أمر ما ، ما را ببخشاى ! و گامهاى ما را ثابت بدار ! و ما را بر اين گروه كافر مظفّر و فيروز گردان !
و بنابراين استقامت و پايدارى ، و بنابراين خواست و نيّت قلبى و دعاى واقعى ، خداوند ظفر و پيروزى را در دنيا و پاداشِ نيكو و ثواب جميل را در آخرت نصيب آنها كرد . و خداوند البتّه اهل خير و صلاح و نيكى را دوست دارد . »
در اين آيات مىبينيم كه : پيامبران با حواريّون و مخلِصان از تربيت يافتگان در راه خدا ، براى جهاد فى سبيل الله و پاك كردن صحنه را از عناصر فاسد و مُفْسد ، به جهاد و قتال بر مىخاستند ؛ و افراد سركش و متعدّى را همچون زخم سرطان و سياه زخم و شقاقلوص ، از جامعهء پاك و آئين توحيد ، جدا مىساختند ؛ و زمينه را براى تربيت و تكامل بقيّهء افرادِ قابل و لايقِ صلاح ، آماده مىساختند .
اين آيه به خوبى نشان مىدهد كه : جهاد در راه خدا منحصر به إسلام نيست ؛ أنبياى پيشين نيز مكلّف بدين تكليف بودهاند ؛ البتّه هر كدام به نوبهء خود و در خور مقتضيّات و امكانات و شرائط زمان و مكان جهاد آنها متفاوت بوده است . و اصولًا دعوت پيامبر بدون تشكيل حكومت و مركز تصميم گيرى و قدرتْ معقول نيست . و اين أمر به آسانى ممكن نيست ؛ چون در هر زمان و مكان افراد سودجو و شخصيّت طلب بودهاند ؛ و طبعاً در مقابل آنها قيام مىنمودهاند ؛ و بدون جهاد و مقاتلهء در راه خدا ، ممكن نبوده است كه دعوت آنها پا بگيرد و به جائى برسد .
غاية الأمر فرمانده و رئيس اين مقاتله بايد پيامبر كه عالم ربّانىّ امَّت است بوده باشد ؛ و او بايد مركز دائرهء اين أمر باشد ، او بايد قطب آسياى گردان اين نهضت باشد ؛ و اگر شخصى را هم به عنوان رئيس سپاه معيّن مىكند او بايد معيّن
امام شناسى (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥