و دزدان طريق را كوتاه كرده ، و به آرامش اين حركت دسته جمعى را انجام دهد ؛ و إلّا اگر خود عالم و عارف نباشد ؛ نه نمىتواند رهبرى كند ؛ و نه تنها در راه خلاف و فساد سوق مىدهد ؛ بلكه خواهى نخواهى خودش از مخالفان بوده ؛ و از قاطعان طريق قرار مىگيرد ؛ و سدّ باب ترّقى و تكامل را مىكند ؛ و علاوه بر آنكه جمعيّت را بر أصل هوى و خواهش خود سوق مىدهد ؛ استعدادهاى افراد خاصّ را نيز ضايع نموده ، و به حرمان و تهيدستى دچار مىسازد .
مَثَل چنين حاكمانى مَثَل قطعهء سنگى است كه در رودخانه در برابر آب قرار گرفته ؛ نه خود آب مىنوشد ؛ و نه مىگذارد آب به زمينهاى زراعتى برسد ، و حاصل دهد ؛ و از باغها أنواع ميوههاى نافع بدست آيد .
و يا مَثَل فَرد و بازَده و مريض است كه خود را به صورت طبيب در آورده ، نه خودش را معالجه مىكند ؛ و همهء افراد مورد تماسّ با خود را نيز وبائى نموده ؛ و بدين مرض مهلك مىكشاند .
جائى كه اساس رهبرى و حكومت با تكيه به زور و شمشير باشد ؛ و يا بر أساس انتخاب كه معلوم است طبق آراء و أفكار همين عاميان از منتخبين صورت مىگيرد ؛ مدينه ، مدينهء فاضله نبوده و نخواهد بود .
أنبياء كه أعلم علماى ربّانى امَّتها بودهاند ؛ مأمور به تشكيل حكومت بودهاند
در تمام أديان آسمانى قدرت و حكومت به دست پيامبران بوده كه بايد بر أساس علم و معرفت خود ، مردم را إداره كنند ؛ و ترتيب امور و تنظيم معاش و تهيّهء معاد را بنمايند . آنانند كه قيام به قسط و عدل مىنمايند .
قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ
. « 1 »
« بگو اى رسول ما كه پروردگار من شما را به عدل و داد فرمان داده است . »
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ؛ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ .
« 2 »
هامش
( 1 ) - صدر آيه 29 ، از سورهء 7 : الأعراف
( 2 ) - آيه 25 ، از سورهء 57 : الحديد