دهند ؛ و او را به حقّ المعرفه بشناسند ؛ مگر صاحبان علم و پويندگان سبل سلام و رسيدگان به معرفت و توحيد او .
أُولوا العِلم و دانشمندانند كه بر معرفت او راه يافته ؛ و در آبشخوار و مَنْهَلِ مآءِ عَذْب و گوارا و شيرين عرفان و شناخت او بدون هيچگونه شائبهء كدورت و تلخى و نگرانى دست يافته ؛ و مىتوانند عالم بشريّت را بدان مكان مطمئنّ و محلّ أمن و أمان و استقرار رهبر كنند ؛ و لوادار كاروان بنى آدم شوند ؛ و از خطرات راه برحذر دارند ؛ و شرائط و مُعِدّات و لوازم سفر را به او بياموزند و ترغيب نمايند ؛ و از دغدغهها و وسوسهها به آرامش مطلق و سكون مملوّ از بَهْجت و مسرّت به حرم خداوندى هدايت كنند .
دين يعنى مجموعهء احكام و قوانين و دستوراتى كه انسان را بدين هدف و مقصود دعوت مىكند . و معلوم است كه حاكمان و پرچم داران اين نهضت إلهيّه بايد از صاحبان بصيرت و دانش و معرفتِ به هدف و مقصود ، و آشنا به مقدّمات و طريق سلوك باشند ؛ و خودشان اين راه را پيموده باشند ؛ تا بتوانند در راه مستقيم ، بدون كوچكترين خطائى و انحرافى اين قافله را به مطلوب ايصال نمايند .
حكومت دينى ، يعنى حكومت دنيوى و اخروى ؛ يعنى حكومت إلهى ، بايد بر أساس علم و معرفت باشد و گرنه حكومت جنگل مىشود ؛ و زندگى در عالم توحّش و بهيميّت و سبعيّت و بر أساس قدرت مالى ، و قدرت اعتبارى ، و قدرت و زور طبيعى ، و دسائس ساختگى ، كه معلوم است كاروان را به جهنّم مىبرد ، نه به بهشت .
علّت و سبب تشكيل حكومت براى جامعهء بشر ، تشكّل أفراد در سير مستقيم و خطّ مشى صحيح و راستينى است كه همهء أفراد به نحو أحسن و بطور أكمل از مواهب إلهيّه متمتّع و كامياب شوند ؛ و از سرمايههاى وجودى در راه كمال بهرهمند گردند ؛ و استعدادها و قابليّتهاى خود را به بهترين وجه به مقام فعليّت برسانند .
علم و عرفان خداوندى از شرائط أوليه رهبرى است
راهبر و راهنما كه با داشتن قدرت خارجى و جميع إمكانات مىتواند اين جمعيت را حركت دهد حتماً و حتماً بايد عالم به امور ، و طريق نجات ، و عالم به أسباب و لوازم ، و عارف به مقامات معنوى و سير روحانى باشد ؛ تا دست مخالفين