فضيلت .
و بر روى همين أصل كلّى ، فقهاء - رضوان الله عليهم - در باب ضمان حيوانات ، فتاواى خود را بنا نهادهاند ؛ خواه حيوانى به انسان جنايتى وارد كند ؛ و خواه به عكس ؛ و خواه حيوانى به حيوانى .
كلينى و شيخ از على بن ابراهيم با يك سند از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه : أمير المؤمنين عليه السّلام دربارهء مردى كه بدون اذن صاحبخانه داخل منزل او شد ، و سگ صاحبخانه او را گزيد و مجروح كرد ، بدينطور قضاوت كردند كه : ضمانى بر صاحبان خانه نيست ؛ و اگر با إجازهء آنها داخل بشود ، ايشان ضامن هستند « 1 » و نظير همين روايت را با سند ديگر از خود حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) - « فروع كافى » ، ج 7 ، ص 353 ، حديث 14 از باب ضمان ما يصيب الدّوابّ و ما لا ضمان فيه من ذلك و « تهذيب » ، ج 10 ، ص 228 ، حديث شمارهء 30 .
( 2 ) - همين دو مصدر أوّلى ص 351 حديث شمارهء 5 و دوّمى ص 228 حديث شمارهء 32 . و همچنين كلينى و شيخ با سند متّصل خود روايت كردهاند از على بن إبراهيم ، از محمّد بن عيسى ، از يونس ، از عبيد الله حلبى از مردى از حضرت باقر عليه السّلام كه گفت : رسول خدا أمير المؤمنين صلوات الله عليهما را به يمن اعزام فرمود . در آنجا اسبى كه متعلّق به مردى بود از أهل يمَن ، أفسارش را گسيخت و از بند خود را رهانيده و مىدويده تا به مردى برخورد كرد و وى را با پاى خود كوفت و او را كشت . أولياى مقتول به نزد اين مرد كه صاحب اسب بودند آمدند ، و او را گرفتند و به حضور على عليه السّلام آوردند . صاحب اسب در نزد على عليه السّلام إقامهء شهود و بيّنه نمود كه اسب او در منزل بسته بود ، و از خانه فرار كرده و از بند رها شده ، و آن مرد را لگد زده است . على عليه السّلام براى آن مقتول ، ديه و پولى خونى را حكم نكرد ، و آن خون را باطل و هَدَر انگاشت . أولياى مقتول از يمن به حضور رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آمدند : و گفتند : يا رسول الله ! على بر ما ستم كرده است و خون صاحب ما را باطل نموده است . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : إنَّ عَلِياً عليه السّلام لَيس بظلّام ، و لم يخلق للظلُّم . إنَّ الولاية لعلىّ عليه السّلام مِن بَعْدى ، و الحكمُ حكمهُ و القول قولهُ و لا يردّ ولايته و قوله و حكمه إلّا كافرُّ و لا يرضى ولايته و قوله و حكمه إلّا مؤمن . « حقّاً و تحقيقاً كه على ( ع ) ظالم نيست و براى ظلم و ستم آفريده نشده است . پس از من ولايت براى على ( ع ) است . حكم ، حكم اوست و قول ، قول اوست . ولايت او را و قول او را و حكم او را ردّ نمىكند مگر كافر . و به ولايت او و قول او و حكم او رضا نمىشود مگر مؤمن . » چون أهل يمن اين سخن را از رسول الله دربارهء على ( ع ) شنيدند ، گفتند : يا رسول الله ما به قول على و حكم على راضى شديم ! رسول خدا ( ص ) فرمود : هو توبتكم ممّا قلتم « اين رضايت توبهء شماست از آنچه دربارهء على گفته ايد ! » ( « فروع كافى » ، ج 7 ، ص 352 و ص 353 ، حديث شمارهء 8 : و « تهذيب » ، ج 10 ، ص 228 و ص 229 ، حديث شمارهء 33 ) .