و از جمله حافظ جمال الدّين محمّد بن يوسف زرندى أنصارى متوفّى در سنهء هفتصد و پنجاه و أندى است كه در « نظم دُرَرِ السِّمْطَينِ فِى فَضَآئِلِ الْمُصْطَفى وَ الْمُرْتَضَى وَ الْبَتُولِ وَ السِّبْطَينِ » آورده است .
و از جمله حافظ صلاح الدّين أبوسعيد خليل علائى دمشقى شافعى متوفّى در 761 است كه بسيارى از أعلام عامّه از او روايت كردهاند . او اين حديث را از طريق ابن مُعين صحيح شمرده و پس از آن گفته است :
چه أمر محالى را در پى دارد كه : پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم مثل اين حديث را دربارهء على رضى الله عنه گفته باشد ؟ و هيچيك از كسانى كه در اين حديث سخن گفته و قآئل به وضع آن شدهاند ؛ جوابى از اين روايت صحيحه وارده از ابن مُعِين نياوردهاند . و علاوه بر اين ، اين حديث شاهدى دارد كه ترمذىّ در « جامع » خود آورده است - الخ .
و از جمله سيّد علىّ بن شهاب الدّين همدانى است كه در « الْمَوَدَّةُ الْقُربَى » از طريق جابربن عبد الله أنصارى آورده است و سپس گويد : از ابن مسعود و أنَس بن مالك نيز اين حديث روايت شده است .
و از جمله مجد الدّين محمّد بن يعقوب فيروز آبادى متوفّى در 816 و يا 817 است ؛ او در كتاب خود « النَّقْدُ الصَّحيح » آورده است ؛ و پس از آنكه آن را از ابن مُعِين روايت كرده است ؛ در ضمن بحث طولانى گفته است : هيچيك از كسانى كه در حديث أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ ضعفى قائل شدهاند ؛ پاسخى از اين روايات ثابتهء از يحيى بن مُعين نياوردهاند ؛ و حكم به موضوعيّت آن قطعاً باطل است .
تا آنكه گويد : و حاصل آنكه اين حديث با مجموع دو طريق أبُو مُعَاوِيَه و شَريك منتهى به درجهء حُسْن مىشود كه مىتوان بدان تمسّك نمود و احتجاج كرد ؛ و نمىتوان او را ضعيف ناميد ؛ تا چه رسد از آنكه موضوع و مجعول باشد .
و از جمله شمس الدّين محمّد بن محمّد جَزَرى متوفّى در 833 است كه آن را در « أسْنى الْمطَالِب فِى مَنَاقِبِ عَلِى بْنِ أبيطَالبٍ » ص 14 از طريق حاكم تخريج كرده و صحّت آن را ياد آورده شده است . او در اوّل كتاب خود شرط كرده است كه أحاديث متواتره و صحيحه و حَسَنه از مناقب أمير المؤمنين عليه السّلام را بياورد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٢