تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و از جمله أبوسالم محمّد بن طلحهء شافعى متوفّى در 652 ، همانطور كه در « ينابيع المودّة » ص 65 نقل كرده است در كتاب « مَطَالِبُ السَّئوُل » ص 22 و الدُّرُّ الْمُنَظَّم آورده است . و از جمله شمس الدّين أبوالمظفّر يوسف بن قزاوغلى « سِبْطُ ابْنِ جَوْزِىّ » حنفىّ متوفّى در 654 در كتاب « تَذْكرَة الْخَوَاصّ » ص 29 آورده است . و از جمله حافظ أبوعبد الله محمّد بن يوسف گنجىّ شافعىّ متوفّى در 658 در كتاب « الْكفَاية » ص 98 - 102 آورده است ؛ و بعداً آن را از چند طريق تخريج كرده است و گفته است دربارهء اين روايت : هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ عَالٍ « اين حديث ، حديث حَسَن ، و بلند اعتبار است » و بعد از مطالبى در اين زمينه گفته است : و علاوه بر اين حديث ، علمآء از صحابه و تابعين و أهل بيت رسول خدا قائل به تفضيل على عليه السّلام و فراوانى علم او ، و غزارت و سرشارى آن ، و حِدّت فهم او بوده‌اند ؛ و بر وفور حكمت او ، و حُسن قضاوت‌هاى او ، و صحّت فتاواى او معترف و مُقرّ بوده‌اند . أبوبكر و عمر و عثمان و غيرهم از علمآء أصحاب ، در أحكام با او مشورت مىنمودند ؛ و در نقض و إبرام امور ، فكر و و رأى او را أخذ مىكردند ؛ و جميعاً معترف به علم او ، و وفور فضل او ، و سنگينى و رجحان عقل او ، و صحّت حكم و نظريه او بوده‌اند ؛ و بدين سبب به او مراجعه مىنمودند . و اين حديث أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىُّ بَابُهَا در حقِّ او زياده روى نيست ؛ چرا كه رتبه و درجهء او در نزد خدا و رسول او و مؤمنين از بندگان خدا ، أجل و اعلا و بزرگ‌تر و بلند پايه‌تر از اين است . و از جمله حافظ محبّ الدّين أحمد بن عبد الله طبرىّ شافعىّ مكّى متوفّى در 694 است كه در كتاب خود : « الرِّياضُ النَّضِرَةُ » ج 1 ، ص 192 و « ذَخائِر الْعُقْبَى » ص 77 آورده است . و از جمله سعيد الدّين محمّد أحمد فَرْغانى متوفّى در 699 است كه در شرح عربى قصيدهء « تائيّهء ابن فَارِض » « 1 » در شرح گفتار او كه مىگويد :
هامش
( 1 ) - ابن فارض از عرفاى شامخ إسلام و شاگرد و معاصر محيى الدّين عربى است كه در قرن هفتم هجرى مىزيسته است . ابن فارض ديوانى در معارف إسلام و سير و سلوك و مقامات روحانى و كمالات انسانى دارد كه در بين قصائد عربى بى نظير است ؛ بر ديوان ابن فارض شرح‌هاى بسيار نوشته‌اند از جمله شرحى است از شيخين : حسن بورينى و عبد الغنى نابلسى كه به طبع رسيده است و بر خصوص قصيدهء تائيّهء كبراى او كه به « نَظْم السلوك » معروف است ، شروحى بخصوصها نوشته‌اند . منجمله شرحى است از ملّا عبد الرزاق كاشانى و چنان كه در « كشف الظنون » در باب تاء ( التّائية فى التّصوّف ) آورده است نامش « كشْف الوجوه الحرّ لمعانى نَظْم الدُّر » مىباشد ؛ و شرح ديگرى كه بعضى گفته‌اند به نام « كشف الوجوه الغُرّ لمعانى الدُّر » مىباشد از ملّا عبد الرّزاق در ص 8 چنانچه ملاحظه مىشود نام آن را « كشف الوجوه الغر لمعانى نظم الدّر » در طبع آورده‌اند ؛ و اين اشتباه است . و منجمله دو شرح است از أبوعبد الله محمّد بن أحمد بن محمّد معروف و مشتر به سَعيد الدّين فرغانى يكى از آنها عربى است به نام « منتهى المدارك » و ديگرى فارسى است به نام « مشارق الدّرارى » كه همهء آنها به طبع رسيده است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 90 | السيد محمد حسين الطهراني