تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
لَكِنَّهُ لَيسَ نَبِى بَعْدِى * فَأنتَ خَيرُ العَالَمِينَ عِندِى « 1 »
1 - پيغمبر پيوسته مىگفت : و كلام خوب و گفتار خير و پسنديده ؛ آن‌است كه رسول خدا بدان لب گشايد . 2 - حقّاً و تحقيقاً نسبت تو با من ؛ اى برادر من ؛ و اى على ؛ همانند نسبت موسى و هارون پيغمبر است . 3 - ليكن پيغمبرى پس از من نيست . و عليهذا تو در نزد من بهترين عالميان مىباشى ! ابن مَكّى گويد :
ألَمْ تَعْلَمُوا أنَّ النَّبِىّ مُحَمَّداً * بِحَيدَرَة أوْصَى وَ لَم يسْكُنِ الرَّمْسَا 1 وَ قَالَ لَهُمْ وَ القَوْمُ فِى خُمِّ حُصَّراً * وَ يتْلُوا الَّذِى فِيهِ وَ قَدْ هَمَسُوا هَمساً 2 عَلِى كَزِرِّى مِن قَمِيصِى وَ إنَّهُ * نَصِيرى وَ مِنِّى مِثلُ هَارُونَ مِن مُوسَى « 2 »
1 - آيا نمىدانيد كه : پيامبر محمد هنوز در زير زمين سكونت نگزيده بودكه حيدر را وصىّ خود كرد ؟ ! 2 - و به آنها گفت : آنچه را كه دربارهء على نازل شده بود ؛ و آن قوم در خمّ سينه‌هايشان به تنگ آمده بود ؛ و با يكديگر به آهستگى سخن مىگفتند و به وساوس شيطانى مبتلا گشته بودند . 3 - كه نسبت على با من همانند تكمه است با پيراهن من ؛ و اوست ياور و نصير من و نسبت او با من همانند نسبت هارون است به موسى .

اشعار عونى دربارهء حديث منزله

و عَونِى گويد :
هَذَا أخِى مَوْلَاكُمُ وَ إمَامُكُم * وَ هُوَ الخَلِيفَه إن لَقِيتُ حِمَاما 1 مِنِّى كَمَا هارونَ مِن مُوسى * فَلا تَألُوا لِحَقِّ إمَامِكُمْ إعظامَا 2 إن كَانَ هَارُونَ النَّبِى لِقَوْمِه * مَا غَابَ مُوسَى سَيداً وَ إمَامَا 3
هامش
( 1 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ؛ طبع سنگى ؛ ج 1 ؛ ص 523 و ص 524 . و ابيات ابن مكّى را در « الغدير » ج 4 ؛ ص 392 آورده است ؛ و شرح حال و ترجمهء او را ذكر كرده است . در نسخهء « الغدير » در بيت دوّم او : و القوم خُضَّراً آورده است ؛ يعنى آن قوم همگى حاضر بودند . ( 2 ) - « مناقب » ابن شهرآشوب ؛ طبع سنگى ؛ ج 1 ؛ ص 523 و ص 524 . و ابيات ابن مكّى را در « الغدير » ج 4 ؛ ص 392 آورده است ؛ و شرح حال و ترجمهء او را ذكر كرده است . در نسخهء « الغدير » در بيت دوم او : و القوم حُضَّراً آورده است ؛ يعنى آن قوم همگى حاضر بودند .