تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
و با سند متّصل خود از أنس بن مالك روايت كرده است كه پيغمبر « صلّى الله عليه و آله و سلّم » گفته‌اند : إنَّ أخِى ؛ وَ وَزيرى ؛ و خَلِيفَتِى فِى أهلى ؛ وَ خَيرَ مَن أترُكُ بَعْدِى ؛ يقْضِى دَينِى وَ ينْجِزُ مَوْعُودِى عَلِى بنُ أبِيطالبٍ « 1 » « حقّا و تحقيقاً ؛ برادر من ؛ و وزير من ؛ و جانشين من در أهل من ؛ و بهترين كسى كه من پس از خودم به يادگار مىگذارم ؛ آنكه دين مرا أدا مىكند ؛ و پيمان و وعدهء مرا وفا مىنمايد ؛ على بن أبىطالب است . » ابن مغازلى با سند متّصل خود ؛ از عِكْرَمة ؛ از ابن عبّاس روايت كرده است كه : رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » دست مرا و دست على را گرفت ؛ و چهار ركعت نماز گزارد ؛ و پس از آن دست خود را به سوى آسمان بلند كرد ؛ و گفت : اللهُمَّ سَأَلَكَ مُوسَى بنُ عِمْرانَ وَ إنَّ مُحَمّداً سَأَلَكَ أن تَشْرَحَ لِى صَدْرِى وَ تُيسِّرَ لِى أمرى وَ تُحَلِّلَ عُقْدَة مِن لِسَانِى يفْقَهُوا قَوْلِى وَ اجْعَل لِى وَزِيراً مِن أهلى عَلِياً اشْدُدْ بِهِ أزْرِى وَ أَشْرِكْهُ فِى أمرى ! « بار پروردگارا ! موسى پسر عمران از تو سؤال كرد ؛ و محمّد از تو سؤال مىكند كه : براى من سينهء مرا بگشائى ؛ و أمر مرا براى من آسان گردانى ؛ و گره از از زبان من باز كنى ؛ تا گفتار مرا بفهمند ؛ و از أهل من ؛ على را وزير من قرار دهى ؛ پشت مرا به او محكم كنى ؛ و او را در أمر من شريك گردانى . ! » ابن عبّاس مىگويد : شنيدم كه منادى ندا كرد : اى أحْمَد ! آنچه خواستى به تو
هامش
كنى ؛ و او را در أمر من شريك كنى ؛ تاما تسبيح تو را بسيار گوئيم ؛ و ذكر و ياد تو را بسيار بنمائيم به‌درستىكه تو حقّاً به ما بينائى ! » و سيوطى أيضاً گفته است : سَلَفى در « الطيورات » با سند خود از أبوجعفر محمّد بن على « عليه السّلام » تخريج كرده است كه : چون آيهوَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِينازل شد ؛ رسول خدا بر فرار كوهى بود ؛ و سپس بدان دعا براى خود دعا كرد و گفت : اللّهُمّ اشْدُد أزرِى بأَخِى عَلِىّ ؛ و خداوند اين دعا را مستجاب نمود . و نظير همين مضمون را علّامه از « مسند احمد حنبل » در همين كتاب « منهاج الكرامة » مىآورد و همچنين نظير آن‌را صاحب « ينابيع المودّة » در باب 17 از « مسند احمد » آورده است و در باب 56 از « ذخائر العقبى » طبرى از احمد در « فضائل » و نيز سبط ابن جوزى در « تذكرة الخواصّ » از احمد در « فضائل » آورده است . ( 1 ) - « شواهد النتزيل » ج 1 ؛ ص 373 ؛ حديث شمارهء 515 .