بهكلّى مىپوشاند .
و حقّاً و تحقيقاً حجّاج بن يُوسف ؛ و واليانى كه از ناحيهء آنها بر ولايات و شهرها حكومت مىكردند همچون عَبدالملك بن مَرْوان و وَليد ؛ و كسانى كه قبل از آنها بودند ؛ و بعد از آنها آمدهاند از فراعنهء بنىاميّه ؛ در إخفاءِ محاسن على « عليه السّلام » و فضائل او و فضائل فرزندان او شيعيان او ؛ و از بين بردن و درهم كوبيدن قدر و قيمت و منزلت آنها ؛ حريصتر بودند ؛ از إسقاط قرائتِ ابن مَسْعُود و ابن كَعْب .
چون اين قرائتها سبب زوال ملك و قدرت ايشان نمىشد ؛ و أمر و رياستشان را تباه نمىساخت ؛ و حال آنها را براى مردم آشكارا نمىنمود و بر ملا نمىكرد ؛ و أمّا اشتهار فضيلت على « عليه السّلام » و فرزندانش و إظهار محاسن آنها ؛ موجب هلاكت و نابودى ايشان مىشد ؛ و حكم كتابى را كه پشت سر انداخته بودند بر آنها جريان مىداد و آنها را محكوم مىنمود ؛ و بدين جهت تا جائىكه كه قدرت داشتند ؛ جدّ و جهد و سعى و كوشش داشتند ؛ و حرص مىزدند در إخفاء فضائل على « عليه السّلام » ؛ و كتمان و إخفاء آنرا بر مردم تحميل مىكردند .
و مَعَذَلِكَ ؛ خداوند إبا كرد از اينكه بر أمر على و شئون پسران على چيزى اضافه شود ؛ مگر نور و روشنى ؛ و ضياء و إشراق . و محبّتشان به شَعَفَ و شدّت بالا رفت ؛ و ذكر آنها انتشار يافت و زياد شد و حُجَّت و برهانشان قوّت گرفت و واضح شد ؛ و فضيلتشان ظهور يافت ؛ و شأنشان رفيع شد ؛ و قدر و منزلتشان عظيم گشت ؛ بهطورىكه در مقابل اهانتى كه به آنها كردند ؛ عزيزان روزگار شدند ؛ و به ميراندن نام و نشان آنها ؛ زندگانِ دوران گشتند ؛ و آنچه دربارهء آنها نيّت شرّ و إرادهء سوء داشتند ؛ تبديل به خير و خوبى شد .
و بدينجهت اينك ما مىبينيم كه از فضائل آنها ؛ و خصائص آنها ؛ و مزايا و سوابق آنها ؛ چيزها به ما رسيده است كه : سابقين و پيشى گيرندگان كوى قرب ؛ نتوانستند از آنها جلو بروند ؛ و مقتصدين و ميانه روندگان نتوانستند خود را در رتبهء آنها درآورند و مساوى گردند ؛ و طالبين و خواستاران مقام و درجهء آنها نتوانستند
امام شناسى (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٦