مقام يازدهم و دوازدهم از حديث منزله ، در وقت گفتار دشمن و در وقت فرستادن خالد است
مقام و موطن يازدهم در وقتى است كه بعضى از دشمنان گفتند كَمَثَلِ نَخْلَةٍ فِى كُنَاسَةٍ مَثَل محمّد در ميان أهل بيتش ، مَثَل درخت خرمآئى است كه در مزبله روئيده شده باشد .
محمّد بن إبراهيم معروف به ابن ابىزَينَب نُعْمَانِىّ در كتاب « غيبت » با إسناد خود از عبدالرّزاق ، از معمّر بن راشد ، از أبان بن أبىعَيّاش از سُلَيم بن قَيس هِلالىّ روايت مىكند كه : أميرالمؤمنين علىّ بن أبىطالب « عليه السّلام » گفت كه : روزى من از نزد مردى عبور مىكردم - و نام او را براى من برد - و او گفت : مَا مَثَلُ مُحَمَّدٍ إلَّا كَمَثَلِ نَخْلَةٍ نَبَتَتْ فِى كِبَاةِ كَلْشَه « مثال محمّد نيست مگر مثال درخت خرمآئى كه در مزبله كلشه روئيده شده باشد » من به نزد رسول خدا آمدم ؛ و اين جريان را معروض داشتم .
رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به غضت آمد ؛ و با حال خشم بيرون شد ؛ و بر منبر رفت ؛ و أنصار چون خشم آن حضرت را نگريستند ، دست به اسلحهء خود بردند . رسول خدا در منبر گفت : مَا بالَ اقْوَامٍ يعَيرُونِى بِقَرَابَتِى وَ قَدْ سَمِعُوا مَا اقُولُ مِنْ تَفْضِيل اللهِ عَزّ وَ جَلَّ ايّاهُمْ ، وَ مَا اخْتَصَّهُمْ مِنْ إذْهَابِ الرِّجْسِ عَنْهُمْ وَ تَطْهِيرِ اللهِ ايّاهُمْ ، وَ قَدْ سَمِعُوا مَا قُلْتُ فِى فَضْلِ اهْلِ بَيتِى ، وَ وَصِيى ، وَ مَا اكْرَمَهُ اللهُ بِهِ ، وَ خَصَّهُ ، وَ فَضَّلَهُ مِنْ سَبْقِهِ إلَى الإسْلام وَ بَلآئِهِ وَ قَرَابَتِه مِنَّى وَانَّهُ مِنِّى بِمَنْزِلَة هَارُونَ مِنْ مُوسَى « صلّى الله عليهما . « 1 »
« داعى و موجب گفتار أقوامى چيست كه مرا دربارهء قرائب و نزديكان من تعيير مىكنند ؛ در حالىكه آنچه را كه من راجع به آنها گفتهام ، از برترى بخشيدن خداوند عزّ و جلّ آنان را ، و اختصاص دادن آنها را به زدودن رجس و پليدى از آنها ، و پاك و پاكيزه كردن خداوند ايشان را ، از من شنيده اند ؟ !
و اين گروه و أقوام از من شنيدهاند ؛ آنچه را كه من در فضيلت أهل بيت خودم ، و وصىّ خودم گفتهام آن چيزهائى را كه خداوند او را بدانها گرامى داشته است ؛ و اختصاص داده است ؛ و فضيلت بخشيده است ، از پيشى گرفتن در
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 135 ، حديث 37 ، از خاصّه .