حجر هيثمى در « مجمع الزوائد » ج 9 ، ص 120 آورده است و گفته است : آنرا أحمد و طبرانى نيز در « كبير » و « أوسط » با اختصار آورده است .
أبيات منسوب به أمير المؤمنين « عليه السّلام » دربارهء حديث منزله
بارى ما به حمد الله و توفيقه دربارهء اين مَقام و مَوْطِن يعنى مَوْطِن حديث منزله در هنگام سفر رسول الله به تبوك ، در اينجا بحث كافى نموديم ؛ و سزاوار است كه با أبياتى كه منسوب به ديوان أميرالمؤمنين « عليه السّلام » است آنرا خاتمه دهيم :
ألَا بَاعَدَ اللهُ أهْلَ النِّفَاقْ * وَ أهْلَ الْأرِاجيفِ وَ الْبَاطِلِ 1
يقُولُونَ لِى قَدْ قَلَاكَ الرِّسُولْ * فَخَلَّاكَ فِى الْخَالِفِ الْخَاذِل 2
وَ مَا ذَاكَ إلَّا لِأنَّ النَّبِىّ * جَفَاكَ وَ مَا كَانَ بِالْفَاعِلِ 3
فَسِرْتُ وَ سَيفِى عَلَى عَاتِقِى * إلى الرَّاحِمِ الْحَاكِمِ الْفَاضِلِ 4
فَلَمَّا رَآنِى هَفَا قَلْبُهُ * وَ قَالَ مَقَالَ الْأخِ السَّائِلِ 5
أمِمَّ ابْن عَمَّى ؟ فَأنْبَأتُهُ * بَأرْجَافِ ذِى الْحَسَدِ الدَّاغِلِ 6
فَقَال : أخِى أنْتَ مِن دُونِهِمْ * كَهارُونَ مِنْ مُوسَى وَ لَمْ يأْتَلِ 7 « 1 »
1 - آگاه باش ! خداوند أهل نفاق و أهل باطل و أراجيف و شايعه سازان را از رحمت خود دور كند .
2 - به من مىگويند : رسول خدا تو را مبغوض داشته است ، و با متخلّفين خذلان پيشه كه او را تنها و بى ياور مىگذارند متروك نموده است .
3 - و علّت نبردن تو چيزى نبوده است مگر آنكه پيغمبر با تو جفا كرده است ؛ در حالىكه پيامبر با من اينطور عمل نكرده بود .
4 - بنابر گفتارشان من شمشير خود را بر دوشم نهاده ، به سوى او روان شدم ، به سوى پيامبر رحمت و به سوى حاكم برتر از همهء عالميان .
هامش
- شافعى آنرا تخريج كرده است ؛ و نسائى در « خصائص » ص 7 آورده ، و نيز محبّ الديّن طبرى در كتاب ديگرش به نام « الرياض النضرة » ج 2 ، ص 203 طبع مصر سنهء 1327 . و نيز علّامه عبيد الله بن مظهر جمال در كتاب خود : « أرجح المطالب فى عدّ مناقب على بن أبى طالب » ص 629 طبع لاهور آورده است و سپس جمعى از علماء را كه اين حديث را در كتب خود آورده انديكايك شمرده و از جملهء آنها نيز أبو يعلى و خوارزمى و ابن عساكر و سيوطى در « جمع الجوامع » را نام برده است .
( 1 ) - « بحارالأنوار » ج 6 ، ص 663 ، ط كمپانى .