تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
أجَلُهُ أرَادَ أنْ يوَلِّيها عَلِياً مَنْ بَعْدِهِ أمَا وَ اللهِ لَيعْلَمَن . « سوگند به خدا اگر ما با قيصر بوديم ؛ هر آينه در لباس‌هائى از پوست خزّ ، و يا در لباس‌هاى زرنگار ، و ابريشم ، و منسوجات پر بها بوديم ؛ و ليكن ما با محمّد با دو چيز خشن روزگار مىگذارنيم : غذاى خشن و سخت مىخوريم ؛ و لباس خشن و درشت مىپوشيم . تا زمانىكه مرگ او فرا رسيده ؛ و روزهاى زندگى او سپرى شده است ؛ إراده كرده است كه على را پس از خود والى مقام خلافت گرداند . سوگند به خدا خواهد ديد كه چه خواهد شد . » مقداد نزد پيامبر آمد ؛ و او را از اين واقعه مطّلع ساخت ؛ رسول خدا فرمود : الصَّلَوةَ جَامِعَةً « حاضر شويد در مسجد براى نماز كه جمع كنندهء مسلمين است . » حاضر شدند و گفتند : مقداد ما را بدين گفتار متّهم كرده است و با خود گفتند : مقداد را قسم مىدهيم كه ما چنين گفتارى را نگفته‌ايم . و در مقابل رسول خدا نشستند و گفتند : پدران و مادران ما به فداى تو گردد اى رسول خدا ! قسم به آن كه تو را به حقّ برگزيد ؛ و تو را به منصب نبوّت گرامى داشت ؛ آنچه به تو رسيده است ؛ از ناحيهء نبوده است ؛ سوگند به آن كه تو را براى همهء بشريّت انتخاب كرد ؛ ما نگفته‌ايم ! رسول خدا فرمود :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ،
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا
بِكَ يا مُحَمَّدُ لَيلَةَ وَ مَا نَقَمُوا إلَّا أنْ أغْنَاهُم اللهُ مِنْ فَضْلِهِ ؛ « 1 » كَانَ أحَدُهُمْ يبِيعُ الرُّؤُس ؛ وَ آخَرُ يبِيعُ الْكُرَاعَ ، وَ يفْتِلُ الْقَرامِل ؛ فَأغْنَاهُمْ اللهُ بِرَسُولِهِ ؛ ثُم جَعَلوا حَدَّهُمْ وَ حَدِيدَهُمْ عَلَيهِ . « 2 » « بسم الله الرّحمن الرّحيم ، سوگند به خدا ياد مىكنند كه : چنين گفتارى را نگفته‌اند ؛ در حالى كه گفتار كفر آميز را بر زبان جارى نموده‌اند ؛ و پس از آنكه إسلام آورده‌اند كافر شده‌اند ؛ و در شب عَقَبه اى محمّد اهتمام كردند كه تو را
هامش
( 1 ) - اين عبارت آيه نيست ؛ بلكه اقتباس است از آيه 74 از سورهء 9 : برائت . ( 2 ) - « تفسير عيّاشى » ج 2 ، ص 99 و ص 100 ، و « بحارالأنوار » ج 9 ، ص 211 ، و « تفسير صافى » ج 1 ، ص 716 ، و « تفسير برهان » ج 2 ، ص 146 .