بر ما دروغ بسته اند ! جبرائيل فرود آمد ؛ و اين آيه را آورد :
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
.
« سوگند به خدا مىخورند كه : چنين سخنى را نگفتهاند ؛ با آنكه تحقيقاً كلمهء كفر را گفتهاند و بعد از إسلامشان كافر شدهاند ، و اهتمام ورزيدهاند براى چيزى كه بدان نائل نشدهاند . »
و علىّ « عليه السّلام » در اين حال گفتند : بگذاريد هر چه مىخواهند بگويند ! قسم به خدا كه قلب من در بين أضلاع من موجود است ؛ و شمشير من بر گردنم آويزان است . اگر آنها اهتمامى بر عليه من بنمايند ؛ هر آينه من بر عليه ايشان اهتمام مىكنم .
جبرائيل نازل شد ؛ و به پيامبر گفت : در امورى كه واقع خواهد شد شكيبا باش ! پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّمگفتار جبرائيل را به علىّ « عليه السّلام » گفتند و آن حضرت گفتند : بنابراين من در برابر تقديرات خداوندى شكيبا هستم .
حضرت صادق « عليه السّلام » گفتند كه : مرد پيرى كه از متشخّصين بود گفت : لَئنْ كُنَّا بَينَ أقْوَامِنَا كَما يقُول هَذَا ، لَنَحْنُ أشَرُّ مِنَ الْحَمِيرِ « اگر اين طور كه اين مرد ( رسول الله ) مى گويد ، ما در ميان قوم در تحت إمامت علىّ باشيم ؛ پس ما از خر هم بدتريم » و جوانى كه در پهلوى او بود گفت : لَئِنْ كُنْتَ صَادِقاً لَنَحْنُ أشَرُّ مِنَ الْحَمِير « اگر آنچه را كه تو مىگوئى راست باشد ؛ ما از خر هم بدتريم . » « 1 »
و نيز شيخ عيّاشى از جعفر بن محمّد خزاعىّ از پدرش روايت كرده است كه گفت : از حضرت صادق « عليه السّلام » شنيدم كه مىگفت : چون رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » آن خطبه را در غدير خمّ خواند ؛ بعداً مِقْدَاد به جمعى از ايشان مرور مىكرد كه مىگفتند : و اللهِ إنْ كُنَّا وَ قَيصَرَ لَكُنَّا فِى الْخَزِّ و الْوَشْىِ وَ الدِّيبَاجِ وَ النَّسَاجَاتِ ؛ وَ إنَّا مَعَهُ فِى الاخْشَنَين : نَأْكُلُ الْخَشِنَ وَ نَلْبَسُ الْخَشِنَ حَتَّى إذَا دَنَا مَوْتُهُ وَ فَنِيتْ أيّامُهُ وَ حَضَرَ
هامش
( 1 ) - « تفسير عيّاشى » ج 2 ، ص 97 تا ص 99 حديث شمارهء 89 ؛ و « بحارالأنوار » ج 9 ، ص 210 از عيّاشى ، و « تفسير برهان » ج 2 ، ص 145 ؛ و مختصر اين روايت را شيخ حرّ عاملى در « إثبات الهداة » ج 3 ، ص 546 « تفسير عياشى » آورده است .