تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
10 - چشمان زهراء از آن سيلى قرمز شد ، و چشم عرفان روزگار پيوسته براى اين حالت زهراء اشكبار است . 11 - و آن قرمزى ديدگان زهراء را چيزى نمىتواند بر طرف گرداند ؛ مگر شمشيرهاى آبدار و بُرّنده ، در روزى كه پرچم‌ها را بر عليه دشمنان باز كنند ؛ و كتيبه‌ها را حركت دهند . 12 - زيرا كه شكسته شدن پهلو و ضلع سينه را چيزى منجبر نمىكند ، و آن زخم را مرهم نمىنهد مگر شمشير برّندهء استوار و با قدرت . 13 - آيا اين گونه با دختر پيغمبر رفتار مىكنند ؛ براى حرصى كه به حكومت و ولايت دارند ؟ اين بسيار عجيب است . »

مرثيّهء فارسى آية الله كمپانى در مصيبت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

و همچنين آية الله اصفهانى كمپانى در مصيبت حضرت صدّيقهء « سلام الله عليها » ، مرثيه‌اى بسيار جالب و حاوى حقائق ، در ديوان شعر پارسى خود آورده است ؛ و ما در اينجا به ذكر دو بند أوّل آن اكتفا مىكنيم :
تا در بيت الحرام از آتش بيگانه سوخت * كعبه ويران شد ، حريم از سوز صاحبخانه سوخت شمع بزم آفرينش با هزاران اشگ و آه * شد چنان ، كز دودِ اهش سينهء كاشانه سوخت آتشى در بيت معمورِ ولايت شعله زد * تا أبد زان شعله ، هر معمور و هر ويرانه سوخت آه از آن پيمان شكن كز كينهء خمّ غدير * آتشى افروخت تا هم خمّ و هم پيمانه « 1 » سوخت ليلى حسن قِدَم ، چون سوخت از سر تا قدم * همچو مجنون ، عقلِ رهبر را دل ديوانه سوخت گلشن فرّخ فر توحيد ، آن دم شد تباه * كز سُمُومِ شرك ، آن شاخ گل فرزانه سوخت گنج علم و معرفت شد طمعهء أفعى صفت * تا كه از بيداد دونان گوهر يك دانه سوخت حاصل باغ نبوّت ، رفت بر باد فنا * خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت كرْكَسِ دون ، پنجه زد بر روى طاوس أزل * عالمى از حسرت آن جلوهء مستانه سوخت
آتشى آتش‌پرستى در جهان أفروخته
خرمن إسلام و دين را تا قيامت سوخته
سينه‌اى كز معرفت گنجينهء أسرار بود * كى سزاوار فشارِ آن در و ديوار بود ؟
هامش
( 1 ) در نسخه بدل ، خمخانه آمده است .