از اينجا به خوبى روشن مىشود كه علّت عدم قيام أميرالمؤمنين « عليه السّلام » براى أخذ ولايت بعد از رحلت رسول خدا همان توصيّه و سفارش أكيد رسول الله بوده است كه در صورت عدم أعوان و أنصار و غلبه دشمن دست به شمشير مزن ؛ زيرا مخالفان براى گرفتن حقوق تو و عدم إمامت و ولايت تو ؛ إصرار دارند ؛ و در صورت جنگ و مقاتله از طرفين عدّهء كثير كشته خواهد شد ؛ و در آن وضعيّت و موقعيّت مسلّماً بر ضرر إسلام تمام مىشود . فلهذا در فرض عدم يار و معين ، وظيفهء تو صبر و تحمّل است .
شيخ صدوق در كتاب كمَالُ الدّين و تَمَامُ النِّعمَة از ابن وليد ، از ابن حسن صفّار ، از يعقوب بن يزيد ، از حَمّاد بن عيسى ، از عمر بن اذَيْنَه ، از أبان بن أبىعيّاش ، از ابراهيم بن عمر يمانى ، از سُلَيم بن قَيس هِلالى روايت مىكند كه او گفت : شنيدم از سلمان فارسى كه مىگفت : من در آن مرضى كه رسول خدا در آن رحلت كردند در نزد رسول خدا نشسته بودم ؛ در اين حال فاطمه « عليها السّلام » وارد شد و چون ضعف وارد بر پدرش را ديد گريه كرد ؛ تا اشكهايش بر روى چهرهاش جارى شد .
رسول خدا فرمود : سبب گريهء تو چيست ؟ فاطمه عرض كرد مىترسم بعد از رحلت تو ، خودم و فرزندانم محروم شوند . در اين حال اشك در چشمان رسول خدا حلقه زد ؛ و فرمود : اى فاطمه مگر نمىدانى كه ما أهل بيتى مىباشيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا پسنديده و برگزيده است ؟ و خداوند بر جميع مخلوقاتش فنا و نيستى را حتم نموده است ؟ !
آنگاه پيغمبر مفصّلًا طريق خلقت أهل بيت و مقامات و درجات آنها را بيان مىفرمايند و مقامات و درجات حضرت فاطمه و مزايايى را كه خداوند بدان حضرت اختصاص داده است ؛ و از جمله وجود يازده إمام از نسل آن حضرت را كه آخرين آنها مهدى امّت است ، بيان مىكند .
وصيّت رسول خدا ، أميرالمؤمنين را به صبر و تحمّل از آزار قريش
ثُمَّ أقبلَ عَلَى عَلىّ عليه السّلام فَقَالَ : يا أخِى إنَّكَ سَتَبْقَى بَعْدِى وَ سَتَلقَى مِن قُرَيشٍ شِدَّة مِنْ تَظاهُرِ هِمْ عَلَيكَ وَ ظُلْمِهِم لَك ! فَإنْ وَجَدْتَ أعواناً فَجَاهِدْهُم وَ قَاتِلْ مَن