سرتراشيدهايد ؛ « 1 » در محلّ أحْجارِ زَيت « 2 » حاضر شويد !
خود آن حضرت نيز زره پوشيد و با سر تراشيد و از اين گروه بيعت كننده ، هيچكس به عهد خود وفا ننمود ؛ مگر أبوذرّ و مقداد و حذيفة بن يمان و عمّار ياسر ؛ و سلمان نيز در آخر آن گروه آمد .
حضرت در اين حال فرمود : خداوندا تو شاهدى كه اين قوم مرا ضعيف و خوار شمردند ؛ همچنان كه بنى اسرائيل ، هارون را ضعيف و خوار شمردند .
اللَّهُمَّ فَإنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِى وَ مَا نُعْلِنُ وَ مَا يخْفَى عَلَيكَ شَىءٌ فِى الْارضِ وَ لَا فِى السَّمَاء « 3 »
تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
« 4 »
« بار پروردگارا تو حقّاً مىدانى آنچه را كه ما پنهان مىداريم ؛ و آنچه را كه ما آشكار مىكنيم ؛ و هيچ چيز بر تو نه در زمين و نه در آسمان پنهان نيست . تو مرا در حال إسلام بميران و مرا به صالحان ملحق گردان . »
آگاه باشيد كه سوگند به پروردگار بيت الله الحرام ؛ و پروردگار آنكس كه بيت الله را با دست مسّ كرده است - كه مقصود پيامبر اكرم است - و سوگند به آن نَعْلها و قَدَمهايى كه به سوى جمار در مِنى حركت كرده ؛ و آنها را رمى كرده است ؛ اگر هر آينه پيمان و عهدى كه پيامبر امّى با من بسته است ، در بين نبود ، من مخالفان را در گرداب مرگ وارد مىساختم ؛ و رگبار صاعقههاى پى در پى موت را به سوى آنان گسيل مىداشتم ؛ و به زودى خواهند دانست . « 5 »
هامش
( 1 ) - عبارت حضرت اين طور است : اغدوا بنا الى أحْجَار الزَّيْت مُحَلَّقين ؛ و ملّا صالح مازندرانى در « شرح اصول و روضهء كافى » ج 11 ؛ ص 281 فرموده است : محلّقين يعنى در حالى كه حَلْقه پوشيدهايد بيائيد ؛ و حلقه با سكون لام عبارت است از مطلق سلاح يا خصوص زره . و محتمل است مراد از تحليق سر تراشيدن باشد و گويا كه آن حضرت ايشان را به اين كار أمر كرده است تا شعار ايشان باشد ؛ و مقدار اطاعت و امتثال آنها را به آنها خبر داده باشد .
( 2 ) - احجارزيت نام محلّى است در داخل مدينه .
( 3 ) - اقتباس از آيه 38 ؛ از سورهء 14 : إبراهيم ؛رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِي وَ ما نُعْلِنُ وَ ما يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِو اين دعاى حضرت ابراهيم است به پيشگاه خداوند .
( 4 ) - آيه 101 ؛ از سورهء 12 يوسف و اين دعاى حضرت يوسف است به پيشگاه پروردگار .
( 5 ) - « روضهء كافى » ص 31 تا ص 33 .