من هستم آن خبر بزرگ ؛ من هستم بزرگترين صدّيق ، و به زودى آنچه را كه شما را از آن بر حَذَر داشتهاند ؛ دريافت خواهيد كرد ! و آيا اين مدّت و فاصله ، مگر بيش از يك لقمهء شخصى خورنده ، و يا يك چشيدن شخص آشامنده ، و يا يك پينگى و چرت شخصى كه هنوز خوابش سنگين نشده است ؛ مىباشد ؟ !
و پس از اين درنگ ناچيز لازمهء اعمال خود را به شدائد و نكبات و قبائح و زشتىها در مىيابند ؛ در دنيا به ذلّت و خُذلان مبتلا مىشوند ؛ و در روز قيامت آنها را به شديدترين عذاب بازگشت مىدهند ؛ و خداوند از آنچه ايشان مىكنند غافل نيست .
و بنابراين پاداش كسى كه از راه راست و طريق واضح به كجروى بگرايد ؛ و إنكار حُجَّت خود كند ؛ و با هاديان و راهنمايان خود بر سر مخالفت برخيزد ؛ و از نورش دورى گزيند ، و در تاريكىهايش فرود رود ؛ و به عوض آب به سراب دست زند ؛ و به عوض نعمت به عذاب ؛ و به عوض فوز و رستگارى به شقاوت و بدبختى و به عوض آسانى به مشكلات ، و با گشايش به تنگى دست بيالايد ؛ و راضى شود ، نيست جزاى او مگر پاداش همان گناهى كه مرتكب شده است ؛ و بدى و زشتى خلافى كه نموده است . پس اين تبه كاران بايد آنچه به ايشان وعده داده شده است ؛ يقين داشته باشند ؛ و به آنچه آنها را از آن برحَذَر داشتهاند نيز ايمان بياورند .
در آن روزى كه صيحهء آسمانى به حقّ زده مىشود ؛ آن روز است روز خروج از قبرها . حقّاً و تحقيقاً ما هستيم كه زنده مىگردانيم ؛ و مىميرانيم ؛ و فقط بازگشت به سوى ماست . در روزى كه زمين بر آنچه بر آنها إحاطه كرده است از مردمان به سرعت شكافته مىشود ؛ و آن جمع آورى است از مردم كه براى ما آسان است . ما داناتر هستيم به آنچه مىگويند ، و تو اى پيامبر بركردار ايشان مسلّط نيستى كه با جَبْر و اضطرار ايشان را به راه خير هدايت كنى ! پس بنابراين فقط با قرآن كسانى را كه از وعيد من بيم دارند ياد آورى كن و تذكّر بده ! »
خطبهء طالوتيّة و شكايت أميرالمؤمنين عليه السّلام از بى همّتى مردم
بارى أميرالمؤمنين « عليه السّلام » در همان ايّام رحلت رسول الله « صلّى الله عليه و آله و سلّم » خطبهء ديگرى نيز در مدينه ايراد كردهاند ؛ كه چون در آن لفظ طالُوتْ آمده است ،