تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
اسْتَخْلُفَ مُوسَى هارونَ عليهما السّلام حَيثُ يقُولُ :
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
. « 1 » « خداوند تبارك اسمه ، بندگان خودش را به وسيلهء من آزمايش نمود ؛ و يا دست من مخالفان و أضداد خودش را كشت ؛ و با شمشير من ، منكران خودش را به ديار فنا فرستاد ؛ و مرا موجب نزديكى مؤمنين به بارگاه عظمت و حرم كبريائيش قرار داد ؛ و مرا مجتمع مرگ براى جبّاران و ستم پيشگان نمود ؛ و مرا شمشير خودش بر فرق مجرمان نمود ؛ و به واسطهء من پشت رسول خود را محكم كرد ؛ و مرا به يارى و نصرت او گرامى داشت ؛ و به علم و دانش او مشرّف گردانيد ؛ و أحكام او را بلاعوض به من بخشيد ؛ و اختصاص به وصيّت او داد ؛ و براى خلافت او در ميان امّت او برگزيد و انتخاب فرمود . در وقتى كه جميع مهاجرين و أنصار در مجلس او مجتمع بودند ؛ و آن قدر أنبوه جمعيّت بود كه جا براى نشستن نبود ؛ ندا كرد ؛ أيّهَا النّاسُ منزلهء على با من ، مانند منزلهء هارون است با موسى به جز آنكه پس از من پيغمبرى نيست ! و همهء مؤمنين گفتار پيامبر را از جانب خدا فهميدند و تعقّل كردند ؛ زيرا كه همه مرا مىشناختند كه من برادر پدرى و مادرى رسول خدا نيستم ؛ همانطور كه هارون برادر پدرى و مادرى موسى بود . و همه فهميدند كه من پيغمبر نيستم تا آن كلام رسول خدا اقتضاى نبوّت را در من نموده باشد . بلكه اين گفتار از رسول خدا بيان استخلاف و جانشينى من بود در امّت خودش ؛ همانطور كه موسى هارون را خليفهء خود كرد ؛ و جانشين خود قرار داد در وقتى كه به او گفت : تو خليفهء من باش در قوم من ؛ و إصلاح كن ؛ و از راه و روش مفسدان پيروى منما ! » آنگاه أميرمؤمنان داستان حجّة الوداع و غدير خمّ و بيان حديث مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلىّ مَولاهُ و نزول آيه اكمال دين و اتمام نعمت را بيان مىفرمايد ، و پس از بيان تسلّط شيطان و إغواى او مفصّلًا تا مىرسد به اينكه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - آيه 142 ، از سورهء 7 : أعراف .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 149 | السيد محمد حسين الطهراني