تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
وضعيّت خود آن حضرت ، كه هيچ پيامبر مرسل و فرشتهء مقرّبى را دسترسى بدان درجه و مقام نيست ؛ و نمىتواند تخيّل وصول بدان ذِروهء عُلْيا و سنام أعلى را در سر خود بپرورد ؛ چيزى را فرو گذار ننموده‌اند ؛ اگر حقّاً شيعه غير از اين خطبه را نداشت ، براى معرّفى و عظمت مكتب او كافى بود . و اگر أهل مدينه در آن زمان به معنى و مغزى و حقيقت آن پى مىبردند ؛ و دست از شيطنت رؤسايشان بر مىداشتند ؛ و با فداكارى و ايثار از جان مىگذشتند ؛ و به دعوت آن حضرت پاسخ مثبت مىدادند ؛ و خلفاى جور و أمراء و حكّام منحرف و متجاوز را به جاى خود مىنشاندند ؛ و إمام خود را بر روى كار مىآوردند ؛ نعمت و بركت و رحمت و عافيت و سعادت از آسمان بر سر آنها مىباريد ؛ و از زمين مىجوشيد ؛ و از جوانب أربعه آنها را احاطه مىكرد ؛ و تاريخ و إسلام و إمامت و رهبرى چهرهء ديگرى به خود داشت ؛ و مردم خود را بر بهشت برين مىنگريستند . ولى حيف و صد حيف ، كه خوى ددمنش انسان بهيمه صفت و ستم‌پيشه ، دوست ندارد از جهنّم بيرون برود ؛ و قدم در مرحلهء حيات جاودانى نهد ؛ و آن أعراب كوته نظر به صدّيقه كُبرى گفتند : آنچه را كه تو مىگوئى راست است و اين مقامات براى على ثابت است ولى بيعت ما با اين مرد ( أبوبكر ) گذشته است ؛ و نمىتوانيم از بيعت خود برگرديم . « 1 » بارى اين خطبه را بتمامه مرحوم محمّد بن يعقوب كُلينى در رُوضهء كافى از محمّد بن على بن معمر ، از محمد بن على بن عكايهء تميمى ، از حسين بن نصر فهرى ، از أبوعمرو أوزاعى ، از عمرو بن شمر ، از جابربن يزيد روايت كرده است ، كه او مىگويد : من وارد شدم بر حضرت إمام محمّد باقر « عليه السّلام » و عرض كردم : يا بْنَ رَسولِ الله ! اختلاف شيعه در آراء و مذاهبشان ، دل مرا به درد آورده ؛ و محترق نموده است ! حضرت فرمودند : آيا دوست نمىدارى كه من تو را بر حقيقت اختلافشان مطّلع سازم كه از كجا با هم مختلف شدند ؛ و به چه علّت متفرّق گشتند ؟ ! عرض كردم : آرى يا بنَ رسول الله ! حضرت فرمود : تو در مقام اختلاف نباش چون در آنها
هامش
( 1 ) - « الإمامة و السياسة » طبع مطبعهء أمه به درب شغلان مصر ؛ سنهء 1328 هجرى قمرى ؛ ص 13 .