تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
« فاطمه فرياد زد : اى پدر جان اين‌طور با حبيبهء تو عمل مىكنند ؛ و صدا زد و فضّه جاريّهء خود را طلبيد و گفت : آنچه در شكم خود از حمل داشتم كشته شد . أميرالمؤمنين « عليه السّلام » آمد و ملحفه‌اى و يا لباسى كه نيمى از پائين بدن را مىپوشاند بر روى او افكند . « 1 » و فاطمه طفل شش ماههء خود را كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » او را مُحْسِنْ نام گذارده بودن سقط كرد . » و كسى كه اطّلاع بر جوامع حديث داشته باشد ؛ و به كتب سير و تواريخ آشنا باشد ؛ شكّ نمىكند در اينكه عمر هيزم را براى سوزاندن خانهء فاطمه به در خانه حمل كرد ؛ يا از روى جدّ و يا از روى تهديد . « 2 »

خطبهء وسيلهء و بيان حديث منزله ، پس از يك هفته از رحلت رسول الله

أميرالمؤمنين « عليه السّلام » بعد از رحلت رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » كه غاصبين خلافت ، كردند آنچه كردند ؛ و بر سر إسلام و أهل بيت رسول الله آوردند ؛ آنچه آوردند ؛ خطبه‌اى در مدينهء منوّره ايراد كردند ؛ كه به خُطْبهء وَسِيله معروف است . اين خطبه مفصّل است ؛ و در آن از مواعظ و نصايح و أندرزها و حِكَم و بيان حقيقت ، و دلالت بر شاهراه سعادت ، و تمتّع از جميع مواهب إلهيّهء دنيويّه و اخرويّه ، جسميّه و روحيّه ، ظاهريّه و باطنيّه ، و بيان منزله و مرتبهء إمام ، و موقعيّت و
هامش
- اياه . و اين حديث را در باب آنچه در ظهور حضرت إمام زمان واقع مىشود به روايت مفضّل بن عمر از بعضى از مؤلّفات أصحابنا از حسين بن حمدان از محمّد بن اسمعيل و على بن عبد الله حسينين از أبوشيعب محمّد بن نصر از عمر بن فرات از محمّد بن مفضل از مفضّل بن عمر از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت كرده است ؛ و « تلخيص الشّافى » ص 415 ؛ و از طبع نجف ج 3 ، ص 156 . ( 1 ) - مُلاءَة لباسى است كه ران‌ها را مىپوشاند و به پارچهء سر تا سرى همچون روپوش و ملحفه نيز گفته مىشود . ( 2 ) - در « عقد الفريد » ج 2 ، ص 197 از طبع سنهء 1321 هجرى آورده است كه : إنَّ عُمَر جاء بقبس و مراد از قبس همان‌طور كه در « قاموس » آمده است عبارت است از شُعلهء نارٍ مُضرَمَة يعنى شعلهء آتش فروزان و ملتهب . و در قضيّهء آوردن عمر آتش را به در خانهء فاطمه « سلام الله عليها » سيّد مرتضى علم الهدى در كتاب « شافى » ص 240 ترديد نكرده است و گفته است غير از علماء شيعه از علماء عامّه كسانى كه آنها در نزد أهل تسنّن متّهم نيستند اين قضيّه را روايت كرده‌اند ؛ و شيخ طوسى در « تلخيص الشّافى » ج 3 ص 156 آن‌را ذكر كرده است و سيّد ابن طاوس در « طرف » ص 64 آورده است ؛ و آن داستان را از جماعتى روايت كرده است . و ابن طاوس در كتاب « طرف » أحاديثى را آورده است كه رسول خدا به أميرالمؤمنين « عليهما السّلام » در وصيّت خود تصريح به صبر مىكنند .