جهت رحم بودن و نسب و قرابت به پيامبر ، از من نزديكتر باشد ، و كسى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را نفس خود قرار داده باشد ، و پسران او را پسران خود ، و زنان او را زنان خود قرار داده باشد ، غير از من ؟ ! گفتند : بار پروردگارا ! نه . » و همينطور كه ملاحظه شد : ابن حجر ، اين دو فقره از منا شده را از دارقطنى به مناسبت مطلب نقل مىكند ، با تصريح به آنكه منا شده بسيار بوده است و اين جملات در ضمن آن بيان شده است .
[ احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام به حديث غدير در مسجد رسول الله ]
احتجاج سوّم : خطبهاى است كه أمير المؤمنين عليه السّلام در زمان خلافت عثمان ، در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايراد فرمودهاند در محضر دويست نفر از مهاجر و أنصار كه هر يك فضيلتى براى قريش و أنصار بيان مىكردهاند و از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام كه در آن مجمع بودهاند مىخواهند كه ايشان هم سخن گويند . آنگاه حضرت مفصّلا مزايا و خصائص أهل بيت و خودشان را بيان مىكنند ، و آن جماعت هم يكايك را تصديق مىكنند . از جمله استشهاد به حديث غدير است .
شيخ الإسلام : إبراهيم بن محمّد حمّوئى در « فرائد السمطين » از سيّد نسّابه : جلال الدين عبد الحميد بن فخّار بن معد موسوى رحمه اللّه از پدرش : سيّد شمس الدّين فخّار موسوى - رحمه اللّه - به اجازهء روايتى از شاذان بن جبرئيل قمّى ، از جعفر بن محمّد دوريستى ، از پدرش از أبو جعفر محمّد بن على بن بابويه قمّى ، از محمّد بن حسن ، از سعد بن عبد اللّه ، از يعقوب بن يزيد ، از حمّاد بن عيسى ، از عمر بن اذينه ، از أبان بن أبى عياش ، از سليم بن قيس هلالى روايت مىكند كه او مىگويد : على عليه السّلام را در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان خلافت عثمان ديدم ، و جماعتى در آنجا با هم گفتگو داشتند و از علم و فقه سخن به ميان آمده بود ، و از قريش و فضائل آنها و سوابق آنها و هجرت آنها و آنچه را كه از فضيلت دربارهء آنها رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفته بود ، مثل اينكه : أئمّه از قريش هستند ، و مثل اينكه : مردم تابع قريش هستند ، و قريش أئمّهء عرب است ، و قريش را سبّ نكنيد ، قدرت يك مرد قرشى به قدر قدرت دو مرد از غير آنهاست ، هر كس قريش را مبغوض دارد ، خداوند او را مبغوض دارد ، و كسى كه پستى و ذلّت قريش را بخواهد ، خداوند او را پست و ذليل مىكند ، با هم به بحث پرداخته بودند .