تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
و همچنين از أنصار و فضائل آنها و سوابق آنها و نصرت آنها ، و آنچه را كه خداوند در قرآن آنها را ستوده است و آنچه را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله راجع به آنها بيان كرده است ، و دربارهء سعد بن عبادة و غسيل الملائكة ( حنظلة ) سخن به ميان آمده بود ، و از بيان هيچيك از آن فضائل دريغ نكرده بودند تا به جائى كه هر قبيله‌اى مىگفت : فلان و فلان از ماست . و قريش مىگفت : از ماست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و از ماست حمزه ، و از ماست جعفر ، و از ماست عبيدة بن حرث و زيد بن حارثه و أبو بكر و عمر و عثمان و أبو عبيدة و سالم ( مولى أبى حذيفه ) و ابن عوف . و هيچيك از دو گروه مهاجر و أنصار از ذكر يك نفر كه داراى سابقه بوده است خوددارى نكردند مگر آنكه آن را نام بردند . و در اين حلقه از مجتمعين بيش از دويست نفر بودند كه در ميان آنها علىّ بن أبي طالب عليه السّلام سعد بن أبى وقّاص ، عبد الرّحمن بن عوف ، طلحة ، زبير ، مقداد ، أبو ذرّ ، هاشم بن عتبة ، ابن عمر ، حسن و حسين عليهما السّلام ، ابن عبّاس ، محمّد بن أبى بكر ، و عبد اللّه بن جعفر حضور داشتند . و از أنصار در اين حلقه أبىّ بن كعب ، زيد بن ثابت ، أبو أيّوب أنصارى ، أبو هيثم بن تيهان ، محمّد بن مسلمة ، قيس بن سعد بن عبادة ، جابر بن عبد اللّه ، أنس بن مالك ، زيد بن أرقم ، عبد اللّه بن أبى أوفى ، أبو ليلى و با او بود پسرش : عبد الرّحمن كه در كنارش نشسته بود ، و جوانى خوش صورت بود كه هنوز محاسن درنياورده بود . و در اين حال أبو الحسن بصرى آمد ، و با او فرزندش حسن نيز همراه بود . حسن نيز جوانى أمرد و خوش‌صورت و معتدل القامه بود . سليم مىگويد : من به اين دو جوان نگاه مىكردم ( عبد الرحمن بن أبى ليلى و حسن بن ابو الحسن ) و نفهميدم كداميك جميل‌ترند ؟ مگر اينكه حسن جثّه‌اش بزرگتر و قامتش بلندتر بود . و اين جماعت سخن را در تعريف قريش و أنصار به درازا كشاندند ، و اين موضوع از صبح تا زوال ظهر طول كشيد ، و عثمان در خانه‌اش بود و اطلاعى از جريان نداشت ، و على بن أبي طالب ساكت بود و نه او و نه يك نفر از أهل بيت او