و همچنين در تفسير گفتار شافعى كه ولآء را به معناى ولاء اسلام گرفته است ، قول عمر را ذكر كرده است . ابن عساكر با سند خود از ربيع بن سليمان روايت مىكند كه من از شافعى شنيدم ، كه در معناى گفتار پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به على بن أبي طالب : من كنت مولاه فعلىّ مولاه مىگفت : مراد ولاء إسلام است ، همانطور كه خداوند عزّ و جلّ مىگويد :
ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ
. « 1 »
[ تهنيت عمر به أمير المؤمنين عليه السّلام در روز غدير خمّ ]
و أمّا گفتار عمر بن خطّاب به على : أصبحت مولى كلّ مؤمن ! مىگويد : ولىّ كلّ مسلم . « 2 » بارى از آنچه ما مفصّلا در معناى ولآء ذكر كرديم ، همچون آفتاب روشن شد كه : اين تفسير شافعى غلط است ، و مراد از ولآء إيمان ، ولايت به همان معناى إمارت و إمامت و سرورى و پيشوائى است كه ملزوم قرب ، و آن ملزوم معناى أوّل و واقعى آن است كه : الولآء حصول الشّيئين فزائدا حصولا ليس بينهما ما ليس منهما . و على كلّ تقدير ، شاهد ما از گفتار شافعى استشهاد به حديث عمر در تهنيت است .
7 - حافظ أبو القاسم حسكانى در « شواهد التنزيل » در تحت روايات واردهء در آيه مباركهء :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
شش روايت ذكر كرده است ، كه در دو تاى آنها تهنيت عمر ذكر شده است .
اوّل از حاكم پدرش ، از أبو حفص شاهين ، با سند خود از أبو هريره ، كه در آن ثواب روزهء روز غدير آمده است ، و در پايان دارد كه عمر بن خطّاب گفت : بخّ بخّ [ لك ] يا ابن أبى طالب . « 3 » دوّم از أبو بكر يزدىّ ، با سند خود از أبو هريره نيز كه در آن أجر و پاداش
هامش
( 1 ) - آيه 11 ، از سورهء 47 : محمّد : اى پيغمبر مطلب از اين قرار است كه خداوند مولاى كسانى است كه ايمان آوردهاند ، و حقا كه كافران مولائى ندارند .
( 2 ) - « تاريخ دمشق » ، ج 2 ، ص 87 حديث شمارهء 588 .
( 3 ) - « شواهد التنزيل » ج 1 ، ص 156 ، حديث شمارهء 210 .