تهنيت گويند . « 1 » روايات وارده در تهنيت شيخين : عمر و أبو بكر بسيار است ، بزرگان حديث و تفسير و تاريخ از اهل تسنّن در كتب خود آوردهاند ، و جماعت راويان و مورّخان اين حديث به قدرى است كه نمىتوان آن را سبك شمرد ، بعضى بطور إرسال مسلّم روايت كردهاند ، و بعضى با مسانيد صحيحه ، و رجال موثّقى كه منتهى به صحابهاى مانند ابن عبّاس و برآء بن عازب و أبو هريرة و زيد بن أرقم مىشود . و مرحوم علّامهء امينى آن روايات را در كتاب شريف الغدير از شصت كتاب معتبر و مشهور آنان كه مؤلّفان آنها از مشاهير و أعاظم مشايخ عامّه هستند آورده است . « 2 » و ما در اينجا فقط از چند كتاب نقل مىكنيم :
1 - أبو اسحق ثعلبى در تفسير الكشف و البيان با سند متّصل خود از برآء بن عازب روايت كرده است كه او گفت : ما چون با رسول خدا در حجّة الوداع در غدير خمّ فرود آمديم ، رسول خدا إعلان كرد كه : الصّلاة جامعة . و در زير دو درخت ، زمين را براى رسول خدا جارو كردند ، پيامبر دست على را گرفت ، و گفت : أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ قالوا : بلى . پيامبر گفت : هذا مولى من أنا مولاه ! اللّهمّ وال من والاه ! و عاد من عاداه ! و به دنبال اين ، عمر على را ديدار كرد و گفت : هنيئا لك يا ابن أبي طالب ! أصبحت مولى كلّ مؤمن و مؤمنة ! 2 - شيخ الإسلام حمّوئى در فرائد السّمطين ، با سند متّصل خود از شهر بن حوشب از أبو هريره آورده است كه : هر كس در روز هجدهم ذوالحجّه روزه بگيرد ، خداوند براى او أجر شصت سال روزه را مىنويسد . و آن روز ، روز غدير خمّ است ، در آن هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت و گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه . اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ! در اين حال عمر بن خطّاب به على گفت : بخّ بخّ لك يا ابن أبى طالب ! أصبحت مولاى و مولى كلّ مسلم . « 3 »
هامش
( 1 ) - « الغدير » ، ج 1 ، ص 270 تا ص 272 .
( 2 ) - « الغدير » ، ج 1 ، ص 272 تا ص 283 .
( 3 ) - « فرائد السمطين » ج 1 ، باب سيزدهم ، ص 77 .