ستّة آباء ، هم ما هم * من خير من يشرب صوب الغمام
« 1 » « اى جماعت مردم ! آن امرى كه شما پيوسته در آن رغبت داشتيد ، و آن عدلى كه پيوسته در انتظار آن بوديد ! و آن خيرى كه پيوسته اميد آن را داشتيد ، اينست : على پسر موسى ، پسر جعفر ، پسر محمد ، پسر على ، پسر حسين ، پسر على ، پسر أبو طالب .
پدران او شش پدر هستند ، كه از جهت فضيلت و شرافت ، و أصالت و قرابت از بهترين أفرادى هستند كه از أبر رحمت و پرباران عدل ، سيراب شدهاند . » و مأمون نيز در جواب نامهء اعتراضى كه بنى عبّاس به او در واگذاردن خلافت به على بن موسى الرّضا عليهما السّلام نوشتهاند ، يكى از حجج حقّانيّت أئمّهء طاهرين را حديث غدير قرار داده است .
در « ينابيع المودّة » باب 92 كه اين نامه را از مأمون در پاسخنامهء بنى عبّاس نقل كرده است ، مىگويد : ابن مسكويه صاحب تاريخ در كتاب خود كه به نام نديم الفريد است آورده است كه : مأمون نامهاى در پاسخ بنى عبّاس نوشت ، اين نامه مفصّل است و همهء آن در أحقيّت و أولويّت أمير المؤمنين عليه السّلام براى خلافت است ، و ما چند فقره از آن را در اينجا مىآوريم :
فلمّا قبض حكم بالنّبىّ صلّى اللّه عليه و آله القوم ليقتلوه ، فهاجر إلى المدينة إلى القوم الأنصار ، و لم يقم معه صلّى اللّه عليه و آله أحد كقيام علىّ بن أبي طالب ، فإنّه وقاه بنفسه ، و نام فى مضجعه ، ثمّ لم يزل بعد متمسّكا بأطراف الثّغور ، ينازل الأبطال ، و لا ينكل عن قرن ، و لا يولّى عن جيش ، منيع القلب ، يؤمّر على الجميع ، و لا يؤمّر عليه أحد ، أشدّ النّاس وطأة على المشركين ، و أعظمهم جهادا فى الله ، و أفقههم فى دين الله ، و أقرأهم لكتاب الله ، و أعرفهم بالحلال و الحرام ، و هو صاحب الولاية فى حديث غدير خمّ و صاحب قوله صلّى اللّه عليه و آله : أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ
هامش
( 1 ) - « عقد الفريد » ، طبع أوّل مطبعهء جماليّه ، سنهء 1331 هجرى ج 3 ، از ص 279 ، تا ص 286 و طبع مطبعه لجنهء تأليف و ترجمه و نشر ، در سنهء 1385 هجرى ، ج 5 ، ص 92 تا ص 102 .