بعدى . « 1 » « و چون أبو طالب وفات يافت ، قوم قريش حكم براى پيغمبر صادر كردند كه او را بكشند ، فلهذا پيغمبر به سوى قوم أنصار ، به مدينه مهاجرت نمود ، و أحدى از مردم مانند قيام على بن ابي طالب با پيغمبر قيام نكرد . چون على با بذل جان خود او را حفظ كرد ، و در فراش و خوابگاه او خوابيد ، و از آن به بعد پيوسته در أطراف و جوانب محلّهائى كه هجوم دشمن بر پيامبر از آنجاها بود چنگ مىزد ، و بدانجاها مىپيوست ، و با شجاعان روزگار براى جنگ تن به تن و مقاتلهء رو در رو ، پياده مىشد و دست به گريبان بود ، و از جنگ و مقاتله با حريف نمىترسيد و پشت نمىكرد ، و نيز از برخورد با يك لشكر فرار نمىكرد و به عقب نمىرفت و پشت نمىكرد ، قلبش محكم و استوار بود ، از هيچ حادثهاى منفعل نمىشد ، و هيچ ضعفى و سستى در او رخنه نمىكرد ، إمارت و رياست بر جميع أصحاب رسول خدا داشت و هيچيك از صحابه بر او إمارت و رياست نكردند .
از تمامى مردمان ، شدّت و فشار و كوبندگيش بر مشركين ، بيشتر و شديدتر بود ، و جهادش در راه خدا عظيمتر بود ، و در دين خدا فقيهتر بود ، و در قرائت كتاب خداى قوىتر بود ، و به مسائل حلال و حرام عارفتر بود ، و اوست صاحب ولايت در حديث غدير خمّ ، و اوست صاحب گفتار پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله : أنت منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبىّ بعدى . »
[ دستور مأمون به نامهء بنى عبّاس و استشهاد به حديث غدير ]
أبو الحسن : على بن حسين مسعودىّ در « مروج الذهب » در آخر جلد دوّم ، در آخرين فصلى كه در أحوال أمير المؤمنين عليه السّلام ايراد كرده است ، گويد :
مسعودى مىگويد : چيزهائى كه با آنها أصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله استحقاق فضيلت را پيدا مىكنند ، يكى سبقت در ايمان است و ديگرى هجرت و ديگرى نصرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و قرابت با پيغمبر ( و قناعت ) و بذل نفس در راه رسول الله ، و علم به كتاب خدا و تنزيل آن ، و جهاد در راه خدا ، و ورع ، و زهد ، و قضاوت ، و
هامش
( 1 ) - « ينابيع المودة » طبع أوّل اسلامبول ص 484 و « الغدير » ج 1 ، ص 212 از « ينابيع » و از « عبقات الأنوار » ج 1 ، ص 147 .