گردان تا در امر إمامت شريك باشيم . جبرائيل نازل شد و اين آيه را آورد : اگر شريك قرار دهى هر آينه عَمَلَت نابود شده و از زيانكاران مىباشى !
آن مردى كه از بنى عَدى بود گويد : از گفتار پيغمبر سينه من تنگ شد و بهطور فرار از شدّتِ فشارى كه بر من وارد شد خارج شدم ؛ ناگهان در راه به اسب سوارى برخورد كردم كه بر روى اسب قهوهاى رنگ مايل به قرمز نشسته و عمامه زردى بر سر داشت و بوى مشك از او ساطع بود ، و به من گفت : اى مرد لَقَدْ عَقَدَ مُحَمَّدُ عُقْدَة لَا يَحُلُّهَا إلَّا كافِرُ أوْ مَنَافِقُ . « هر آينه محمّد پيمانى بسته است كه آن را باز نمىكند مگر شخص كافر و يا منافق » !
من به نزد پيغمبر آمدم و او را از اين داستان آگاه كردم . پيغمبر فرمود : آيا آن مرد سواره را شناختى ؟ ! او جبرائيل عليه السّلام بود كه بر شما پيمان ولايت را عرضه كرد كه : اگر آن پيمان را بگشائيد و در آن شك بياوريد در روز قيامت دشمن شما خواهد بود .
سيّد حميرى گويد :
وَ قَامَ مُحَمَّدُ بِغَدِيرِ خُمٍّ * فَنَادَى مُعْلِناً صَوْتاً بَديَّا 1
ألَا مَنْ كنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا * لَهْ مَوْلىً وَ كانَ بِهِ حَفِيَّا 2
إلَهِى عَادِ مَنْ عَادَى عَلِيَّاً * وَ كنْ لِوَلِيِّهِ مَوْلىً وَلِيّاً 3
فَقَالَ مُخَالِفُ مِنْهُمْ عُتُلُّ * لِاوْلأهُمْ بِهِ قَوْلًا خَفِيّاً 4
لَعَمْرُ أبِيك لَوْ يَسْطِعْ هَذَا * لَصَيَّرَ بَعْدَهُ هَذَا نَبِيَّا 5
فَنَحْنُ بِسُوءِ رَايِهِمَا نُعَادِى * بَنِى تَيْمٍ وَ لَا نَهْوَى عَدِيَّا 6 « 1 »
1 - « محمّد در روز غدير خمّ به پا خاست و با صداى بلند و آشكارا مردم را در خطاب خود صدا زد :
2 - آگاه باشيد كه : هر كس من مولاى اويم اين مرد مولاى اوست و به امور او و وضعيات و احوال او عارف است .
3 - اى خداى من ! دشمن بدار آن را كه على را دشمن بدارد ، و براى آن كه
هامش
( 1 ) - « ديوان حميرى » قصيدهء 198 ، ص 458 و ص 459 . و « اعيان الشّيعة » ج 12 ، ص 164 . و « مناقب » ابن شهرآشوب ، ج 1 ، ص 537 .