شما باشم ؟ آن قوم گفتند : اى محمّد راضى هستيم !
2 - پيغمبر گفت صاحب اختيار و ولى شما بعد از من على است ، و بنابراين بايد بدين موضوع معرفت داشته باشيد !
3 - پس در دنبال گفتار رسول خدا با سرعت مانند گفتار كسى كه بخواهد كسى را توصيف كند ، عمر گفت :
4 - گوارا و پر بركت باد بر تو اى على ! تو ولىّ و صاحب اختيار ما هستى تا وقتى كه تو زنده باشى و ما زنده باشيم » !
معاوية بن عمّار از حضرت صادق عليه السّلام در خبرى روايت كرده است كه : لَمَّا قَالَ النَّبىُّ صَلِى اللهُ عَلَيه وَ آلِه وَ سَلَّم : مَنْ كنْتُ مَوْلَاه فَعَلِىُّ مَوْلَاهُ ، قَالَ الْعَدَوىُّ : لَا وَ اللهِ مَا أمَرَهُ بِهَذَا ، وَ مَا هُوَ إلَّا شَىُءُ يَتَقَوَّلُهْ ، فَأنْزَلَ اللهُ تَعَالَى :
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ
ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ
فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ
وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ
« 1 » يعنى محمداً )
وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ
« 2 » يعنى به علياً ) » . « چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست ؛ آن شخصى كه از قبيله عدى بود گفت : اينطور نيست ، سوگند به خداوند كه خدا او را امر به اين كار نكرده است ، و اين مطلبى است كه پيامبر از خودش ساخته و پرداخته و به خدا نسبت داده است .
در اين حال خداوند اين آيه را فرو فرستاد : اگر محمّد از نزد خود بعضى از گفتارها را بسازد و به ما ببندد ، ما او را با دست قدرت خود خواهيم گرفت و سپس هر آينه حتماً شاهرگ قلب او را كه از آن خون به رگها جارى مىشود قطع خواهيم كرد ، و هيچيك از شما نمىتواند مانع شود و او را حفظ و نگهدارى كند . و حقّاً اين قرآن كتاب اندرز و موعظه و ياد آورى براى متّقيان است . و حقّا ما مىدانيم كه جماعتى از شما تكذيب كنندگانند . و حقّا او حسرت براى كافران است ( يعنى محمّد ) و حقّا او حقّ اليقين است ( يعنى على ) . »
حَسّان جَمَّال در خبرى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : فَلَمَّا
هامش
( 1 ) . آيات 44 تا 50 از سورهء 69 : الحاقَّة .
( 2 ) - آيه 51 ، از همين سوره .