تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
دهند تا دينشان به فساد و تباهى گرايد . در وَهلهء أوّل تمام تصميم و عزمشان بر اين بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در اراده‌اش ضعيف ، و با صرف مال و جاه خود در اين راه ، همّت او را خراب سازند ، همچنان كه خداوند تعالى به اين أمر اشاره دارد :
وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ .
« 1 » « جماعت ثروتمند و رؤساى مشركان به حركت آمدند و به مردم زير دست خود گفتند : بر رَويهء خودتان مشى كنيد ! و در اعتقاد به آلهه و خدايان خود استقامت ورزيد ، اين مطلبى است كه خواسته شده است » ! و يا در اثر معاشرت و مخالطه و مداهنه با آنها او را سست نمايند ، همچنان كه خداوند اشاره مىكند :
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ .
« 2 » « مشركان دوست دارند كه تو به مكر و خُدعه و خلاف واقع با آنها رفتار كنى تا آنها هم به مكر و خدعه و خلاف واقع رفتار كنند » ! و مىفرمايد :
وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا .
« 3 » « و اگر ما تو را ثابت و استوار ننموده بوديم نزديك بود كه كمى به ايشان اعتماد كنى و اتّكاء نمائى » ! و آخرين چيزى كه در زوال دين به آن اميد بسته بودند كه اين دعوت به آن از بين مىرود آن بود كه مىپنداشتند : بعد از پيامبر چون اين دين قائم به أمر ندارد از بين مىرود . چون محمّد پسر كه حافظ دين و آئين باشد ندارد . مشركان نبوّت پيامبر را حكومت و رياست و امارتى در لباس نبوّت مىدانستند ، و سلطنتى در پوشش رسالت و دعوت ؛ و مىگفتند : اگر بميرد همانند پادشاهان و سلاطين ، اثر دعوت او از بين مىرود و نام او و نام دين او به نيستى مىگرايد ، همچنان كه در حال سلاطين و حكّام مشهود است كه از جهت قدرت و علوّ مرتبت به هر درجه كه برسند و به هر مرتبه از تجبّر و تكبّر و استيلا بر رقاب مردم كه نائل آيند بالأخره به مرگشان ، ذكرشان نيز رفته رفته به زوال و نيستى مىرود ، و سنّت‌ها و آدابى كه در بين مردم گذاشته‌اند با خود
هامش
( 1 ) - آيه 6 ، از سورهء 38 : ص . ( 2 ) - آيه 9 ، از سورهء 68 : قلم . ( 3 ) - آيه 74 ، از سورهء 17 : أسرى .