نقمت و گرفتارى و ذلّت و إسارتِ قيود و حدود اعتباريّه ، يدك مىكشد .
اينان از همه افراد مردم ، خسران و زيانشان بيشتر است زيرا كه ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيَوة الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أنَّهُمْ يَحْسِنُونَ صُنْعاً تمام مساعى و كوششهاى آنان در زندگانى حيوانى و قواى بهيمى و انديشههاى شيطانى مصرف مىشود ، و مسكينان نيز چنين مىپندارند كه كار خوب مىكنند ، خدمت به جامعه انجام مىدهند ، و دست به خيرات و مبرّات مىزنند ، مدرسه مىسازند ، و تمام اقسام نيكىها از آنها صادر مىشود ، أمّا فقط پندارى است .
عمر بدعتهاى خود را رنگ و صبغه دينى داد
خلفاى انتخابى أوّلين رسول خدا چنين بودند . شيخين به صورت دين و در پوشش حمايت از دين و نگهدارى إسلام ، دست به چنين كارهائى زدند ، و با صورت تقدّس و حقّ به جانبى ، در خانه ولىّ خدا أمير مؤمنان را بستند و شكستند و سوختند ، و به عنوان حمايت از بيت المال و مستمندان فدك را از بضعه رسول خدا گرفتند ؛ خودشان اقامه جمعه و جماعت مىكردند ، و بر فراز منبر رسول خدا رفته خطبه مىخواندند و مىگفتند : فقط قصد ما إرشاد مردم است ؛ و تجهيز جنگ نموده ، مسلمين را به جهاد مىفرستادند ، و با مخالفان حكومت خود در شهرها و قُراء كه از دادن زكات به صندوق آنها به علّت عدم وصول آن به خليفه حقيقى رسول خدا امتناع مىورزيدند ، در پوشش جهاد با مرتّدانِ از دين جنگ مىكردند ، با آنكه آنان مسلمان بودند و نماز مىخواندند و به أحكام إسلام پابند بودند . ولى چون خلافت آنها را به رسميّت نشناختند و مىگفتند : تا آنكه زكات را به دست صاحب حقيقى او ندهيم ذمّه ما بَرى نمىشود ، در لباس حمايت از دين و گرفتن زكات از ممتنعان ، چنين امتناع را كفر تلقّى كرده و با مُهر و بر چسب ارتداد از إسلام ، آنان را محكوم نموده و مرتدّ خوانده ، با ايشان جنگ كردند .
و براى جلب توجّه مردم و عَرَب به خود قائل به امتياز طبقاتى شدند و سهميّه و امتيازات عَرَب را مطلقاً در بيت المال و در نكاح و در إمارت و حكومت و در قضاء و شهادت و در إمامت جمعه و جماعت و در غلام و بردگى و مولويّت ، بسيار بيشتر و چشمگيرتر از ساير أفراد مسلمان از ساير طوائف و قبايلى كه در آن زمان ايشان را به نام مَوالى نام نهاده بودند ، معيّن كردند . فلهذا با صِبغه دين و عنوان دين كه به كار زدند أعمال آنها صورت دينى به خود گرفت و جزءِ سنتهاى مذهبى محسوب شد . عُمَر از