دوست دارد . »
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً .
« 1 »
« و ما حقّاً به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم ، و امارت و حكومت عظيمى داديم . »
فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ .
« 2 »
« پس طالوت و لشكر او ، جالوت و لشكر او را به اذن خدا به فرار و هزيمت دادند ، و داود جالوت را كشت ، و خدا به داود حكومت و امارت و حكمت داد ، و از آنچه اراده كرده بود به او تعليم فرمود . »
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ .
« 3 »
« سليمان گفت : اى پروردگار من ! بيامرز مرا ، و به من آنگونه امارت و حكومت بده كه براى هيچكس كه بعد از من باشد سزاوار نباشد . بدرستى كه تو حقّاً بسيار بخشاينده هستى » !
بارى ، در اين آيات مىبينيم كه : ولايت و صاحب اختيارى مردم را براى پيامبران قرار داده است . و ما فعلًا نمىخواهيم در اينجا استدلال به آيات از اين نظر كرده باشيم ، بلكه مىخواهيم اين آيات را دليل بر اجماع و تسلّم عدم تنافر بين اين دو منصب در هر زمان حتّى در زمان انبياء گذشته بگيريم .
و حاصل آنكه : ارسال رسل و دعوت جامعه ، بدون ضامن اجراء و اعطاء خلافت و رياست الهيه ممكن نيست ؛ و همهء پيامبران مرسل براى برقرارى نظام اجتماع و جلوگيرى از تجاوز متجاوزان داراى ولايت و خلافت بودهاند .
انفكاك نبوت از خلافت و امارت انفكاك نبوت از سياست است
براساس منطق شريعت مقدّس اسلام مگر كسى مىتواند انفكاك نبوّت را از امارت و حكومت تصوّر كند ؟ دين اسلام كه جامع همهء جهات است ، و تمام قوانين و احكامش براى همهء امور و نواحى احتياجات بشر است ، اعمّ از جسمى و روحى ، دنيوى و اخروى ، ظاهرى و باطنى ، علاوه بر آنكه با هم تنافر و تضادّ ندارند ، بلكه
هامش
( 1 ) - آيه 54 ، از سورهء 4 : نساء .
( 2 ) - آيه 251 ، از سورهء 2 : بقره .
( 3 ) - آيه 35 ، از سورهء 38 : ص .